الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )

44

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )

--> - قول دوم : بسيارى از اعلام و محققين حقيقت وضع را از امور اعتباريه مىدانند لكن در كيفيت و تفسير آن اختلاف دارند : الف ) بعضى مىگويند حقيقت وضع عبارت است از اعتبار ملازمه بين طبيعى الفاظ و بين معنى ، و حقيقت اين ملازمه مانند ساير امور اعتباريه بدست واضع مىباشد . ب ) برخى ديگر قائلند كه حقيقت وضع عبارت است از اعتبار وجود لفظ ، به صورت وجود تنزيلى براى معنى ، به اين بيان كه : موجود دو قسم است : قسم اول : موجوداتى كه براى آنها وجود تكوينى عينى در نظام تكوين و عين وجود دارد مانند مقولات واقعيه از جواهر و اعراض . قسم دوم : موجوداتى كه براى آنها وجود اعتبارى هست ، اگرچه در خارج موجود نيستند مانند امور اعتباريه‌ى شرعيه‌ى عرضيه ، از احكام تكوينيه و وضعيه . حال حقيقت وضع از قبيل قسم دو است و واضع وجود لفظ را براى معنا در عالم اعتبار ، نه در عالم عين و خارج ، براى معنى جعل مىكند . ج ) حقيقت وضع امر سببى نمىباشد بلكه امر مباشرى بوده و قائم و معتبر به يد مباشر است و معلوم است كه اعتبار هر معتبرى قائم بر يد مباشر مىباشد نه تسبيب تا اينكه گفته شود و صنعت اللفظ . . . بلكه حقيقت وضع مانند دوال بوده كه از دال پى به مدلول مىبريم غاية الامر وضع در دوال حقيقى و در لفظ اعتبارى مىباشد در نتيجه معلوم مىشود كه ارتباط و اختصاص ، جزء حقيقت وضع نيستند بلكه از لوازم آن بشمار مىروند . جناب آقاى خوئى بعد از رد كردن تمام چهار قول ذكر شده در بالا حقيقت وضع را تعهد مىدانند . بيان مطالب : انسان از آنجا كه موجودى است اجتماعى ، طبعا محتاج به آلاتى است تا مقاصد و اغراض خود را بيان كند و از آنجا كه اشاره و مانند آن نمىتواند محسوسات از اغراض انسان را چه رسد به معقولات آن ، بيان كند ، ناچارا بايد براى تفهيم اغراض و مقاصد خود متوسل به الفاظ شود تا بتواند محسوسات و معقولات خود را ابراز نمايد و از همين‌جا است كه خداوند تبارك و تعالى انسان را بنعمت بيان به قول‌اش كه مىفرمايد ( خلق الانسان علمه البيان ) متنعم كرده است . و از همين‌جا - اى من ان الغرض منه قصد التفهيم و ابراز المقاصد - معلوم مىشود كه حقيقت وضع تعهد و تبانى نفسانى است و قصد تفهيم لازم ذاتى براى وضع مىباشد و اگر مىخواهى بگو علقه وضعيه - حينئذ - به صورت اراده تفهيم معنى نه مطلقا ، اختصاص پيدا كرده است بنابراين مىگوييم : حقيقت وضع ، عبارت از تعهد به ابراز معناى مىباشد ، كه متكلم اراده كرده بوسيله لفظ مخصوص بيان نمايد ؛ پس هر فردى از هر زبانى در نفس خود متعهد مىشود كه زمانى كه اراده تفهيم معناى خاص را كرد ، -