الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )

38

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )

بهذا المعنى 1 ) صحّ . . . ثم ان الملحوظ حال الوضع 2 ) . . . تقسيم از تقسيمات مسلم وضع است ) اما طبق معناى اسم مصدرى وضع را هم مىشود به تعيينى تقسيم كرد و هم به تعينى . در تعريف وضع به معنى مصدرى گفتيم قرار دادن لفظ در مقابل معنى ، يعنى فاعل ( واضع ) لفظ را در مقابل معنى جعل مىكند كه اين معنى در وضع تعينى راه ندارد زيرا در وضع تعينى جعلى ندارد كه به فاعل ( واضع ) نسبت بدهيم . هرچه هست كثرت استعمال است . اما طبق معناى اسم مصدرى ( آن نحوه اختصاص و پيوند ميان لفظ و معنى ) هم در تعيينى راه دارد و هم در تعينى نكته : به اين مطلب كه اگر وضع را به معنى مصدرى بگيريم ديگر قابل تقسيم به تعيينى و تعينى نسبت اشكال شده است ، به اين بيان كه : تخصيص گاهى بوسيله فعل شخصى واحد ، و به صورت دفعه واحده انجام مىگيرد ، و گاهى با افعال كثيره و استعمالات عديده و به صورت تدريجى ( حال چه از شخص واحد و چه از اشخاص عديده ) ظهور پيدا مىكند ، پس وضع چه به معنى مصدرى و چه به معناى اسم مصدرى ، قابل تقسيم به تعيينى و تعينى هست . عناية الاصول فى شرح كفاية الاصول جلد 1 صفحه 17 1 ) يعنى به معناى اسم مصدرى 2 ) جناب واضع ، وقتى مىخواهد لفظ را براى معنىاى وضع كند ، بايد موضوع و موضوع‌له را تصور كند . منظور از موضوع همان لفظ ، و منظور از موضوع‌له همان معنى است .