الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
15
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
نظر جناب آخوند روشن شد ولى براى روشنتر شدن چند مثال براى واسطه در عروض مىآوريم : الف ) جالس السفينه متحرك ، حمل متحرك بر جالس السفينه از باب واسطه در عروض است زيرا حركت در واقع و نفس الامر از آن كشتى است و اسناد حركت به جالس به صورت مجازى مىباشد . به عبارت ديگر در چنين واسطهاى ، عرض اولا و بذات به نفس واسطه حمل مىگردد و ثانيا و بالعرض بر ذى الواسطه حمل مىشود . ب ) نماز ، زكات و حج واجب است علت وجوب چيست ؟ علتش آن مصلحتى است كه در آنها وجود دارد مثلا بخاطر اينكه باعث جذب انسان به خالق مىشود واجب شدهاند يعنى مصلحت ، واسطه شده كه آن چيزها واجب شوند ولى ما مىبينيم كه وجوب
--> - حال علت اينكه جناب آخوند از اين مطلب مشهور عدول كرده و همه موارد هفتگانه را عرض ذاتى قلمداد كردهاند چيست ؟ علتاش اين است كه بحث در بسيارى از مسائل علوم ، بحث از مباحث ذاتى موضوع مسأله - على وجه يقتضيه ذات الموضوع - نمىباشد . بطور مثال خبر واحد بهويت ذاتيش اقتضاى حجيت را ندارد زيرا حجيت از شئون شارع مقدس است در نتيجه بايد بحث از حجيت خبر واحد بحث از عوارض ذاتيه خبر نبوده و در زمره بحث اصولى داخل نشود . و يا مثلا وقتى مىگويم : فاعل مرفوع است يا مفعول منصوب است بايد اين گونه بحثها جزء عوارض غريبه علم نحو قرار گيرد - چون رفع و نصب و جر از ذات فاعل و مفعول انتزاع نمىشود بلكه اين امور بدست لسان عرب است كه فاعل را رفع ، و مفعول را نصب دهد . بنابراين نتيجه مىگيريم كه بايد در عرض ذاتى توسعه بدهيم تا اينكه بحث در مسائل علوم ، بحث از عوارض ذاتى براى موضوعات مسائل علوم قرار گيرد ، پس بايد مانند آخوند بگوئيم : عرض ذاتى ، مفهومى است كه عارض بر ذات شده بدون اينكه واسطه در عروض باشد تا بحث در جميع مسائل علوم ، بحث از عوارض ذاتى باشد زيرا روشن و معلوم است كه بحث از حجيت خبر واحد و مرفوع و منصوب بودن فاعل و مرفوع ، بحث از عوارض ذاتى مىباشد . فوائد الاصول ، جلد 1 ، صفحه 21 و 20