الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : محمدمسعود عباسى )
24
كفاية الأصول ( فارسى )
موثر است هيچ ضابطهى براى درك تفسير درست از نادرست وجود ندارد . خلاصه : دست مفسر از واقع كوتاه است هيچ فردى نمىتواند ادعا كند كه به واقع مىرسد ، و واقع ، لخت و دور از قالبهاى ذهنى به چنگ كسى نمىآيد ، طبعا به همه حقايق با عينكهاى رنگارنگ مىنگريم . ولى بايد گفت : وظيفه مفسر اين نيست كه به تدوين معيارها و قواعد براى تفسير بپردازد بلكه وظيفه او اين است كه به تحليل قالبهاى ذاتى خود فهم ، بپردازد . اين دو فيلسوف تحتتأثير فلسفه « كانت » قرار گرفته كه در علوم نظرى براى خود اصلى را تأسيس كرده است . و آن اينكه ذهن انسان داراى يك رشته مقولاتى است كه از خواص ذهن به شمار مىرود و به تعبيرى پيشينى است و از طريق حس و تجربه به دست نيامده است اين نوع مقولات ذهنى ، قالبهاى فكرى انسان است كه يافتههاى انسان از خارج از طريق حس و تجربه ، در آنها ريخته مىشود ، و در نتيجه آگاهى ، شكل و سامان به خود مىگيرد . نتايج نظريه 1 . فهم متن ، محصول تركيب افق معنايى مفسر ، با افق معنايى متن است و دخالت ذهنيت مفسر يك واقعيت اجتنابناپذير است . 2 . فهم عينى و واقعى متن امكانپذير نيست ؛ زيرا پيشداورى يا پيش فرضهاى مفسر ، شرط حصول فهم است و در هرفهمى پيشفرضهاى مفسر ، در فهم نقش دارند . 3 . به تعداد افراد به خاطر پيشفرضهاى آنان ، تفسيرهاى مختلف در مورد متن داريم و امكان قرائتهاى نامحدودى از متن وجود دارد و از همينجا مسأله قرائتهاى متعدد ناشى مىشود . 4 . فهم ثابت و نهايى از متن وجود ندارد . 5 . از آنجا كه تفسير متن عبارت است از تركيب پيشداوريها با متن ، مفسر