الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : محمدمسعود عباسى )
19
كفاية الأصول ( فارسى )
4 . آنچه كه از رسول خدا دربارهى مجملات و مبهمات قرآن نقل گشته است . مانند گفتار رسول خدا درباره نماز و زكات كه شرح آنها در سنت پيامبر است . 5 . شناسايى ناسخ و منسوخ ، عام و خاص ، و مسايل اجتماعى و اختلافى كه از آنها در علم اصول بحث مىشود . 6 . شناسايى ادله و براهين عقلى كه از آنها در علم كلام گفتگو مىشود و . . . تفسير به رأى از آن گروهى است كه اين ابزار و ادوات ( امور ششگانه ) نزد او فراهم نباشد ، اين گروه طبعا راه تخمين و گمان پيش مىگيرند و يك چنين افرادى ، خطاكار هستند . مرحوم مجلسى ( 1038 - 1110 ) كافى كلينى را در 25 جلد به نام « مرآة العقول » تفسير كرده است ، همچنانكه « تهذيب » شيخ طوسى را در ده جلد به نام « ملاذ الأخيار » تفسير نموده است . بنابراين ، پيش از طرح « هرمنوتيك جديد » عالمان اسلامى در شرح كتب دينى انگيزهاى جز كشف واقعيات و اهداف مؤلف نداشتهاند . تطبيق مفهوم كلى بر مصاديق موجود ، « تنزيل » و تطبيق آن بر مصاديقى كه به مرور زمان پديد مىآيند « تأويل » آن مىباشد . گاهى دلالت آنها بر معانى خود روشن بوده و شك و ترديد برنمىدارد و در نخستين برخورد مفهوم روشن آن وارد ذهن مىشود ، در اين ميان ، يك رشته گفتارهايى است كه دلالت آنها بر مقصود به روشنى گفتارهاى ديگر نيست و در برخورد نخست احتمالات متعددى بر ذهن انسان نقش مىبندند ، و معنى واقعى در محاق ابهام و تشابه قرار مىگيرد ، و مقصود واقعى به غيرواقعى تشابه پيدا مىكند ، در اينجا وظيفه افراد واقعگرا اين است كه ابهام اين آيات را از طريق مراجعه به گفتارهاى روشن و محكم بر طرف كنند و تشابه و ترديد را از چهرهى گفتارهاى مجمل و متشابه بردارند تا متشابه در پرتو محكم ، در عداد محكمات درآيند . از اين بحث روشن شد تأويل متشابه به معنى حمل آن بر خلاف ظاهر نيست