الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : محمدمسعود عباسى )
18
كفاية الأصول ( فارسى )
در زبان علمى امروز ، « هرمنوتيك » از دايرهى تفسير يك متن پا فراتر نهاده و به طور كلى فهم جهان بيرون از خود ، دسترسى بر جهات درونى ديگران ، از طريق علايم و الفاظ و اصوات ، به كار مىرود . تو گويى هرمنوتيك جريان و مكانيزم فهميدن را مىآموزد ، بنابراين تعجب نخواهيد كرد كه در مورد تفسير يك تصوير نقاشى ، و يا يك مجسمه نيز به كار رود . ولى آنچه كه براى ما در اين بحث مطرح است همان دايرهى محدود ، به نام تفسير متون و بالاخص متون دينى است هرچند ملاك در همهجا يكسان است . هرمنوتيك روششناسى مؤلفى كه متنى را از خود به يادگار مىگذارد ، حامل پيامى است به نسل حاضر و آينده ، طبعا هدف مفسر نيز كشف واقعيت اين پيام است ، و هرگز نمىتوان تفسير را از كشف پيام جدا كرد . قرآن ، مردم را دعوت مىكند به انديشيدن تا از اين طريق به مفاهيم عالى قرآن راه يابند . افراد با ايمان با تدبر و انديشه به مقاصد كتاب الهى كه مقاصد فرستندهى آن نيز در آن نهفته است پى ببرند ، و آنها را به كار گيرند . بنابراين تلاش مفسر بايد در مسير كشف مقاصد مؤلف باشد . از آنجا كه تفسير متن ، نزد عالمان اسلامى جنبهى روشى داشته است نه فلسفى ، مفسران بزرگ براى مفسر شروطى قايل شدهاند تا بتوانند در پرتو فراهم ساختن اين شروط ، مقاصد الهى را به دست آورند . راغب اصفهانى مىگويد : تفسير كتاب الهى جز در سايهى يك رشته علوم لفظى و عقلى و موهبت الهى امكانپذير نيست ، او اين علوم را چنين برمىشمرد : 1 . شناخت الفاظ كه متكفّل آن علم لغت است . 2 . مناسبت برخى از الفاظ با برخى ديگر كه بيانگر آن ، علم اشتقاق است . 3 . شناسايى عوارض الفاظ يعنى صيغهسازى و اعراب آخر كلمه كه بيانگر آن علم صرف و نحو است .