الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

89

الخصال ( فارسى )

1 . مبادا به خود ببالى و به سرافرازىهاى خود اعتماد كنى . 2 . مبادا تملق و ستايش را دوست بدارى زيرا آن در نزد شيطان محكمترين فرصتى است براى پايمال كردن هر نتيجه‌اى از نيكى نيكوكاران 3 . مبادا باحسان خود نسبت برعايا بر سر آنها منت بگذارى يا كار خود ترا بيش از آنچه هست در حساب آنها بگذارى يا به آنها وعدهء بدهى و تخلف كنى زيرا منت احسان را بيهوده مىكند و بيشتر به حساب آوردن خدمتى نور حقيقت را ميبرد و خلف وعده نزد خدا و مردم دشمنى بار مىآورد خداى تعالى ميفرمايد دشمنى بزرگى است نزد خدا كه بگوئيد آنچه را نمىكنيد . 4 . مبادا در هيچ كارى پيش از وقت آن شتاب كنى يا در وقتش سستى و تنبلى كنى يا اگر بزشتى كشيد در بارهء آن اصرار و لجبازىورزى و در صورت روشنى و حسن آن سستى كنى هر كارى را بجاى خود بگذار 5 . مبادا در وضع زندگى عمومى مردم براى خود امتيازي قائل شوى يا از آنچه بر سر زبانها افتاده و برابر چشمها آشكار است خود را بنفهمى بزنى زيرا هر كارى در نتيجه به ديگران سرايت مىكند و به زودى پرده از كارها برداشته مىشود و داد مظلومان گرفته مىشود . 6 . باد بينى و شرارهء تندى و ضرب دست و تيزى زبان خود را مالك باش و با جلوگيرى از زبان خود و عقب انداختن سطوت و تندى تا وقتى خشمت فرونشيند از اين صفات بد احتراز كن و زمام خود را در دست بگير ، تا بسيار متوجه معاد و قيامت و پروردگار نباشى نتوانى در اين مورد بر نفس خود حكومت كنى 7 . بر تو لازم است كه روش حكومت‌هاى عدالت شعار پيش از خود را ياد آور شوى و روش نيك و آثار پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم و مقررات قرآن مجيد را هميشه در نظر بگيرى و چنانچه به چشم خود ديدى ما در آن تعليم يافتيم از آن پيروى كنى 8 . بايد در پيش خود كوشش كنى در پيروى اين فرمانى كه من به تو دستور دادم و حجت خود را با آن بر تو استوار كردم تا در صورتى كه هواى نفس بر تو چيره شد عذرى نداشته باشى : متمم فصل دوازدهم من از رحمت واسعه خدا و قدرت عظيم او « كه شوق و رغبت ميبخشد » خواهم كه ترا توفيق عنايت فرمايد ، براى آنچه مورد پسند او است از توجه بانجام وظائف خود توجهى