الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
75
الخصال ( فارسى )
فصل يكم 1 - تقواى خدا را شعار خود كند و از دستورات قرآن او از فرائض و سنن پيروى نمايد زيرا هيچ كس خوشبخت نگردد مگر به پيروى آنها و بدبخت نشود مگر بانكار و عمل نكردن بدانها 2 - خداوند سبحان را با دست و دل و زبان يارى كند زيرا خداى جل اسمه ضامن يارى و عزت كسانى است كه او را يارى كنند و عزيز شمارند . 3 - خود را از شهوترانى و سركشى باز دارد ، زيرا نفس بطبع خود بدخواه است مگر خدا رحم كند . اى مالك من ترا بكشورى فرستادم كه پيش از تو دولتهاى عادل و ظالمى به خود ديده . مردم به همان چشم تو را مىبينند كه تو واليان پيش از خود را مىبينى و در باره تو همان را ميگويند كه در باره آنها ميگوئى خداوند مردمان نيك و شايسته را به زبان بندگان خود معرفى مىكند . فصل دوم م 1 - محبوبترين پس انداز نزد تو ذخيره كار نيك باشد . 2 - دل خود را مالك باش و خود را بدان چه بر تو روا نيست مفروش ، خوددارى كار عادلانهء است كه نسبت به خود انجام دادى چه نسبت بدان چه دوست دارى و چه نسبت به آنچه بد دارى . 3 - دل خود را نسبت برعيت پر از مهربانى و دوستى و لطف كن ، نسبت به آنها چون درنده آزار بخشى مباش ، خوردن آنها را غنيمت مشمار زيرا از دو كس بيرون نيستند يا برادر دينى تو هستند يا آفريدهاى چون تو و همنوع تو محسوبند كه در معرض لغزش و خلافكارى ميباشند و از روى عمد يا خطا گاهى دست درازى ميكنند ، ؟ ؟ ؟ عفو و چشم پوشى خود باندازهء كه از عفو و چشم پوشى خدا توقع دارى به آنها بده . تو بالا دست آنها و كسى كه تو را گماشته بالا دست تو است و خداوند بالا دست كسى است كه تو را والى كرده و كار آنها را به تو گذاشته و ترا بدانها امتحان كرده . 4 - هرگز بجنگ و ستيز با خدا بر مخيز زيرا تاب انتقام او را ندارى و از عفو و رحمتش بىنياز نيستى .