الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

73

الخصال ( فارسى )

قويتر و ريشه‌دارترى بودند از همان طوفان بزرگ انقلاب كه عمليات كرامت مآبانه على عليه السلام در آنها تأثير نكرد و به همان طبع طوفانى خود در نقطه بصره و شام پديد شدند و مشكله حكميت و قضيه نهروان را پديد كردند و در صورتى كه على عليه السلام با آنها مدارا و مسامحه مىكرد جنگ عمومى سخت‌ترى پديد ميشد . 2 - پخش عادلانه بيت المال به همه ارباب استحقاق و كارمندان دولت اسلامى ، از هر ناحيه خراجى ميرسيد فورا آن را بافرادى كه وظيفه خوار بيت المال بودند ميرسانيد و نزد خود نگاه نميداشت ، روايت شده كه خراجى اول شب وارد كوفه شد فورا حضرت دستور داد كه رؤساى هفتگانه كوفه را احضار كردند و بوسيله آتش افروزى همان شبانه تمام آن مال را پخش كرد و يك گرده نانى هم در آن بود بهفت قسمت نمود برخى ياران آن حضرت عرض كردند بماند تا صبح كه هوا روشن شود نپذيرفت . هر روز پنجشنبه ته انبار بيت المال را جاروب مىكرد و دو ركعت نماز در آن ميخواند ميفرمود اى اهل كوفه اگر نزد من جز شتر آبكش و غلام خدمتكار خودم چيزى ديديد از آن شما باشد . 3 - همدردى و مواساة با فقراى كشور اسلامى تا باندازه‌اى كه انسان را دچار حيرت مىكند . خودش در ضمن نامه‌اى كه بعثمان بن والى بصره نوشت نگارش فرمود اگر بخواهم ميتوانم از اين عسل آب كرده و مغز گندم و پوشاك حرير استفاده كنم ولى هيهات كه هواى نفس بر من چيره شود و شكم‌پرستى مهار مرا بكشاند تا خوراك خوشمزه‌اى انتخاب كنم مبادا در سرزمين حجاز و يمامه ميان ملتى كه در سرپرستى من هستند باشد كسى كه قرصه نانى نداشته باشد يا شكمش سير نباشد من شكم سير شب بسر برم و در گرد من شكمهاى گرسنه و جگرهاى تشنه باشند ؟ ! ، ! از گاهى كه على عليه السلام زمام خلافت را بدست گرفت همان لقمه نان جوين را هم با نگرانى مىخورد و هميشه در فكر بيچارگان كشور اسلامى بود . تا آخرين لحظات زندگانى پر شرافت خود : صلّى اللَّه عليه . 4 - قانون جهاندارى در تاريخ جهان بسيار حكومتها پديد شده و بسيار سلطنتها سرنگون گرديده هر حكومتى