الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
63
الخصال ( فارسى )
خيانت ورزيد و بىدستور پيغمبر با آنها جنگيد و جمعى از آنها را كشت و آنها را آزرده ساخت چون اين گزارش به پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم رسيد فورا براى جبران خطاى خالد على عليه السلام را خواست و مال فراوانى با او بقبيله بنى جذيمه فرستاد تا كشتگان آنها را ديه داد و عذر خواست و آنها را تسليت داد و نوازش كرد . 6 - در جنگ حنين چون قشون كفر مسلمانان را غافلگير كردند و در گردنه اوطاس سر سر راه بر آنها گرفتند و آنها را گريزان نمودند على عليه السلام با جمعى از بنى هاشم و چند تن از انصار گرد پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم فراهم شدند و حمله سخت كفار را دفع كرده و سر راه بر آنها بستند و آنها را شكست دادند و گريزانيدند اينها نمونههاى چندى است كه در اينجا يادآور شديم و گر نه شرح شجاعتهاى على عليه السلام در كتابهاى بزرگى مندرج است و بخشى از آن در ضمن اخبار اين كتاب بيان خواهد شد . على ( ع ) در حفظ و نگهدارى مركز پيغمبر اسلام « ص » پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم چون براى جنگ تبوك از مدينه بيرون شد بسيج عمومى داد و همه مسلمانان را زير پرچم آورد و با خود بجبهه برد بيش از سى هزار تن با آن حضرت روانه شدند و كسانى كه بجا ماندند خلاف كار و منافق شمرده شدند ولى پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم على را بجاى خود بر مدينه گماشت تا مركزيت اسلام را حفظ كند و اگر حادثهاى از روميان براى آن حضرت رخ داد على عليه السلام بجاى او جامعه اسلامى را نگهدارى نمايد و چون پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم ببيمارى مرگ گرفتار شد همه مهاجر و انصار را با اسامة بن زيد مأمور كرد كه براى جهاد از مدينه كوچ كنند تنها على عليه السلام را با خود نگهداشت تا اسرار خلافت را به او بدهد و سفارشهاى خود را در بارهء امت به او بسپارد در آن هنگام كه بزرگان مهاجرين دنيا دوست در زير فشار فرمان پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم يك پا بيرون از مدينه داشتند و پاى ديگر درون مدينه و از لعنت تخلف و بىانضباطى نسبت بجيش اسامه سنگين بار و بدبخت بودند على عليه السلام با آرام خاطر بنا بميل پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم در آغوش وى اسرار علوم را مىآموخت چنانچه شرح آن را در اخبار آخر كتاب ميخوانيد . على ( ع ) درون بستر مرگ پيغمبر ( ص ) پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم در آن روزهاى آخر زندگانى دوست جانى خود على عليه السلام را خواست و درون بستر خود او را در آغوش كشيد و درهاى بيشمارى از دانش بر وى گشود در آن دم آخر سر بدامن او گذاشت و بدرود زندگانى گفت على عليه السلام با همان شيوه فرمانبرى كه هنگام زندگى