الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
49
الخصال ( فارسى )
و دنبال تعقيب قريش از آنها دين اسلام بنجاشى معرفى شد و طرفدار آن گرديد ، در خود عربستان هم از قبائل متفرقهاى كه در موسم حج عمومى و بمناسبات ديگر با اسلام و تعليمات آن آشنا شده بودند طرفدار پيدا كرد و مورد توجه گرديد و كم كم كجرفتارى و ستمكارى و بىانصافى قريش نسبت بپيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم و اسلام در فكر عمومى روشن گرديد قريش كه از طرفى براى بىاثر شدن همه كوششهاى خود بر ضد اسلام عصبانى بودند و از طرفى رسوائى آنها در عربستان و خارج از آن نمايان شده بود به آخرين دندهء شقاوت و بدبختى افتادند و در ( دار الندوة - مجلس شوراى قبائل قريش ) نقشهى اعدام پيغمبر اسلام را با فجيعترين وضعى طرح و تصويب نمودند ، ديگر براى پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم چارهاى جز گريز و مهاجرت نبود ، پيغمبر بى خبر از مكه به سمت مدينه كه هم سابقه دعوت داشت و هم ياران صميمى و با وفائى براى خود و دين اسلام آماده كرده بود مهاجرت كرد و على عليه السلام را كفيل و جانشين خود نمود و به او دستور داد كه پس از مهاجرت وى امورات شخصى و حزبى مكه را اصلاح كند و در اولين فرصت دنبال او حركت كند و خود را با كسان خاندان پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم به او برساند . سيره ابن هشام در اين موضوع چنين ميگويد : چون پاسى از شب گذشت زبده پهلوانان قريش كه دسته جمعى مأمور كشتن پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم بودند گرد خانه آن حضرت را گرفتند ، جبرئيل او را از قصد آنها آگاه كرده بود و دستور داده بود در بستر خود نخوابد ، چون رسول خدا دانست كه قريشيان دور خانهء او را گرفتند بعلى بن ابى طالب عليه السلام فرمود : برو در بستر من بخواب و اين پتوى حضرمى سبز رنگ مرا بر خود بپيچ و بخواب « گويا بستر خواب پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم در حياط خانه بوده و اين پتوى مخصوص را هميشه در موقع خواب به روى خود ميانداخته و در اين موقع هم ديدهبانان قريش خوابگاه او را در تحت نظر داشتهاند » على عليه السلام بجاى پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم خوابيده و مأمورين را به خود متوجه كرد و در همين حال پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم از خانه بيرون رفت و خاك بر سر قريشيان ريخت و خود را به محل امنى رسانيد پس از 2 صفحه ميگويد : آنچه در حديث و تاريخ به من رسيده اين است كه هيچ كس از مهاجرت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم خبر دار نشد مگر على بن ابى طالب عليه السلام و ابو بكر و خاندان ابو بكر . رسول خدا على عليه السلام را از مهاجرت خود خبردار كرد و به دو دستور داد كه پس از هجرت او در مكه بجاى او بنشيند تا اماناتى را كه مردم به آن سپردهاند به صاحبانش رد كند زيرا هر كس در مكه چيز نفيسى داشت كه در بارهء آن نگرانى داشت آن را نزد پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم بامانت ميسپرد ،