الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
387
الخصال ( فارسى )
پيغمبر برسند وقتى آمدند كه پيغمبر از دنيا رفته بود آمدند نزد ابى بكر ، گفتند ما به قصد ديدار پيغمبر آمديم كه چند مسأله از او بپرسيم اكنون دريافتيم كه فوت شده گفت مسائل شما چيست ؟ گفتند بما خبر ده از يكى و دو تا و سه تا و چهار تا و پنج تا و شش تا و هفت تا و نه تا و ده تا و بيست و سى و چهل و پنجاه و شصت و هفتاد و هشتاد و نود و صد . ابو بكر گفت جواب اينها نزد من نيست برويد حضور على بن ابى طالب ( ع ) . يهوديان خدمت آن حضرت رفتند و سرگذشت خود را بعرض رسانيدند و تورات را گشاده در دست داشتند امير مؤمنان ع فرمود اگر جواب اين مسائل را چنانچه خود ميدانيد بشما بدهم مسلمان ميشويد ؟ - آرى ( از فرمايش مولى ( ع ) معلوم مىشود كه جوابها مطابق انتظار سائل داده شده ) . واحد همان خدائى است كه يگانه است و شريك ندارد دو تا آنست كه خدا ( در سورهء نحل آيه 51 ) فرمايد دو معبود براى خود نگيريد همانا معبود يكى است سه و چهار و پنج و شش و هفت و هشت گفتار خداوند است از كتاب خود ( سورهء كهف آيه 22 ) در بارهء اصحاب كهف هر آينه گويند سه باشند و سگشان چهارمى است و گويند پنجند و ششمى آنها سگشان است از روى غيب گوئى ، گويند هفتند و سگشان هشتمى آنان است . و اما نه گفتار خداست ( در سوره نمل آيه 48 ) نه طائفه بودند كه در زمين فساد ميكردند و اصلاحى نمينمودند و اما ده گفتار خداست ( در سوره بقره آيه 196 ) اين دهتاى كامل است . و اما بيست گفتار خداى عز و جل است ( در سوره انفال آيه 65 ) اگر از شما بيست تن شكيبا باشند بر دويست تن پيروز شوند و اما سى و چهل گفتار خداى عز و جل است ( در سوره اعراف آيه 42 ) با