الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
377
الخصال ( فارسى )
شر است كه وزير جهل است ، ايمان است و ضد آن كفر است ، باور هست كه ضدش انكار است ، اميد است كه ضدش نوميدى است ، عدل است كه ضدش جور است ؛ رضا است كه ضدش خشم است ، شكر است كه ضدش كفر است . طمع است كه ضدش يأس است ، توكل است كه ضدش حرص است ، مهربانى است كه ضدش فريب است ، رحمت است كه ضدش غضب است ، دانائى است كه ضدش نادانى است ، فهم است كه ضدش حماقت است ، پارسائى است كه ضدش پرده درى است ، زهد است كه ضدش رغبت است ، رفق است كه ضدش كج خلقى است ، ترس است كه ضدش تجرى است ، تواضع است كه ضدش تكبر است آرامى است كه ضدش شتاب است ؛ حلم است كه ضدش سفاهت است ، خاموشى است كه ضدش ياوهسرائى است ؛ سر فرود آوردن است كه ضدش كبرورزيدن است ، تسليم بودن است كه ضدش جبارى است ، گذشت است كه ضدش كينه است مهر انگيزى است كه ضدش سخت دلى است ، يقين است كه ضدش شك است ، صبر است كه ضدش بىتابى است ، بخشيدن گناه است كه ضدش انتقام است ، بىنيازى است كه ضدش حاجتمندى است ، تفكر است كه ضدش سهو است ، حفظ است كه ضدش فراموشى است ، مهرورزى است كه ضدش بيعلاقگى است ، قناعت است كه ضدش آز است ، همراهى است كه ضدش دريغ است ، دوستى است كه ضدش دشمنى است ، وفا است كه ضدش غدارى است ، فرمانبرى است كه ضدش نافرمانى است ، فروتنى است كه ضدش گردنكشى است ، تندرستى است كه ضدش گرفتارى است ، دوستى كه ضدش دشمنى است ؛ راستى كه ضدش دروغ است حق كه ضدش باطل است ، امانت كه ضدش خيانت است ، اخلاص كه ضدش بد دلى است ، شهامت كه ضدش كندى است ، فهم كه ضدش نفهمى است ، معرفت كه ضدش انكار است ، مدارا كه ضدش پرده