الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
359
الخصال ( فارسى )
22 - از رسول خدا ( ص ) شنيدم ميفرمود خداى تبارك و تعالى دو فرزندم حسن و حسين ( ع ) را از نورى آفريده كه به تو و فاطمه ارزانى داشت آنها مانند دو گوشواره باشند كه بر گوش لرزانند درخشانى آنها هفتاد برابر درخشانى شهيدانست اى على براستى خداى تبارك و تعالى به من وعده داده كه آنها را چنان گرامى دارد كه كسى را گرامى نداشته جز پيغمبران و مرسلين . 23 - آنكه رسول خدا ( ص ) در زندگى خويش انگشتر و زره و كمربندش را به من داد و شمشيرش را بكمر من بست و با آنكه همه اصحابش حضور داشتند و عمويم عباس هم حاضر بود خداوند مرا بدين كرامت مخصوص گردانيد نه آنان را . 24 - آنكه خداى عز و جل برسول خود اين آيه را ( در سوره مجادله آيه 12 ) فرستاد اى كسانى كه ايمان آورديد چون با رسول خدا ( ص ) نجوى كنيد پيش از نجوى صدقه بدهيد ، من يك اشرفى طلا داشتم فروختم بده درهم و چون با رسول خدا ( ص ) نجوى كردم پيش از نجوى صدقه ميدادم و به خدا هيچ كدام از اصحابش پيش از من و پس از من اين كار را نكردند تا خدا اين آيه را فرستاد ( در سورهء مجادله آيه 13 ) آيا ترسيدند كه پيش از نجواى خود صدقه بدهيد چون نكرديد خدا بر شما بخشيد كه فرمود « وَ تابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ » آيا توبه جز از گناهى است كه بوده . 25 - من از رسول خدا ( ص ) شنيدم كه ميفرمود بهشت بر پيغمبران پيش از آنكه من وارد شوم غدقن است و بر وصيان پيش از آنكه تو وارد آن شوى غدقن است اى على خداى تبارك و تعالى