الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

339

الخصال ( فارسى )

كه به من فرموده دوستان تو روز قيامت از گورهاى خود بيرون آيند و بر ناقه‌هاى سفيدى سوار شوند بند نعلين آن‌ها نوريست تابان راه براى آنان صاف شده و گرفتارىهاى آن‌ها حل شده در امانند و غمى ندارند تا آنكه در سايه عرش خداوند رحمان در آيند و خوانى نزد آن‌ها گسترده شود و از آن بخورند تا حساب قيامت سر آيد مردم ميترسند و آن‌ها ترسى ندارند مردم اندوهناكند و آن‌ها غمى ندارند ؟ به خدا نه . شما را به خدا در ميان شما جز من كسى هست كه رسول خدا ( ص ) در باره‌اش فرموده باشد ( چون ابو بكر فاطمه دختر رسول خدا را خواستگارى كرد و به او نداد عمر آمد خواستگارى كرد و به او نداد ) من خواستگارى كردم او را به من تزويج كرد آن دو تن به او گفتند فاطمه را به هيچ يك ما تزويج نكردى و بعلى تزويج كردى رسول خدا ( ص ) فرمود من از پيش خود شما را منع نكردم و از پيش خود فاطمه را بعلى تزويج نكردم بلكه خدا شما را منع كرد و فاطمه را به او تزويج كرد ؟ به خدا نه . شما را به خدا شما خودتان از رسول خدا ( ص ) شنيديد كه ميفرمود هر پيوند و نژادى در روز قيامت منقطع شود مگر پيوست با من و نژاد من ، كدام پيوست از پيوست من بهتر است و كدام نژاد از نژاد من بهتر است پدر من و پدر رسول خدا ( ص ) برادرند حسن و حسين ( ع ) دو فرزند رسول خدا ( ص ) و دو آقاى جوانان اهل بهشت پسران منند ، فاطمه ( ع ) دختر رسول خدا ( ص ) همسر من خانم زنان بهشت است ، به خدا چرا . شما را به خدا در ميان شما كسى جز من است كه رسول خدا ( ص ) در باره‌اش فرموده باشد