الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

338

الخصال ( فارسى )

بتوسط ابى بكر باهل مكه فرستاد خداى عز و جل جبرئيل را فرستاده باشد كه اى محمد ( ص ) اين سوره را نبايد تبليغ كند مگر شخص خودت يا يكى از كسانت رسول خدا ( ص ) مرا فرستاد تا آن را از ابو بكر گرفتم و به مكه بردم و تبليغ كردم خدا به زبان پيغمبرش مرا از او دانسته ؟ به خدا نه . شما را به خدا در ميان شما كسى جز من هست كه رسول خدا در باره او گفته باشد تو پيشوا و روشنى كسانى هستى كه مرا اطاعت كنند و روشنى دوستان منى و كلمه‌اى هستى كه پرهيزكاران با آن ملازمند ؟ به خدا نه . شما را به خدا در ميان شما كسى جز من هست كه رسول خدا در باره او فرموده باشد هر كس خوش دارد بزندگانى من زنده باشد و چون من بميرد و در بهشت من كه خداوند به من وعده داده همان بهشتى كه نهال آن را خداوند بدست خود كشته و بخواست خود آفريده ، بايد على بن ابى طالب ( ع ) و پيشوايان از نژاد وى را پس از وى دوست دارد همانا آنان امامانند و آنان جانشينان منند خداوند دانش و فهم مرا بايشان داده شما را از در گمراهى در نياورند و از در هدايت بدر نبرند به آنها وظيفه نياموزيد كه آن‌ها از شما داناترند هر كجا بروند حق با آن‌ها است ؟ به خدا نه . شما را به خدا در ميان شما كسى جز من هست كه رسول خدا ( ص ) در باره‌اش فرموده باشد حكم شده و امضاء گرديده كه دوست ندارد تو را مگر مؤمن و دشمن ندارد تو را مگر منافق ؟ به خدا نه . شما را به خدا در ميان شما كسى جز من هست كه رسول خدا ( ص ) در باره‌اش چنان فرموده باشد