الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

336

الخصال ( فارسى )

شما را به خدا در ميان شما كسى هست جز من كه جارچى از آسمان جار كشيده باشد لا سيف الا ذو الفقار و لا فتى الا على به خدا نه . شما را به خدا در ميان شما جز من كسى هست كه رسول خدا ( ص ) در باره‌اش فرموده باشد اگر نميترسيدم مردم از جاى پايت خاك بردارند و به قصد تبرك براى بازماندگان خود اندوخته كنند در باره تو سخنى ميگفتم كه كسى نماند جز آنكه از خاك زير پايت كفى بردارد ؟ به خدا نه . شما را به خدا در ميان شما جز من كسى هست كه رسول خدا ( ص ) به او دستور داده باشد كه خانه مرا بپامگذار كسى نزد من بيايد . زيرا فرشتگان بديدن من مىآيند عمر سه بار آمد و او را برگردانيدم و به او گفتم پيغمبر را نميشود ديد چندين فرشته نزد او هستند شماره آن‌ها را هم گفتم سپس به او اذن دادم وارد شد و برسول خدا ( ص ) عرض كرد يا رسول اللَّه چند بار آمدم شرفياب شوم على عليه الصلاة و السلام مرا برگردانيد و ميگفت نميشود رسول خدا ( ص ) را ديدار كرد زوار فرشته نزد او آمدند و شماره آن‌ها چند است ، على چگونه شماره آن‌ها را دانست آيا آن‌ها را ديده ؟ پيغمبر ( ص ) رو بعلى ( ع ) فرمود راست ميگويد چطور شمارهء آن‌ها را دانستى ؟ گفتم آوازهاى مختلف آن‌ها را شنيدم و از روى آوازهاى آن‌ها را شماره كردم فرمود راست گفتى از برادرم عيسى يك روشى در تو هست عمر بيرون رفت و ميگفت او را به فرزند مريم مثل زد همانا كه قومى تيز زبان هستند خداى عز و جل اين آيه را ( در سوره زخرف آيه 572 - ) نازل كرد چون به فرزند مريم مثل زده شود بناگاه قوم تو رو برگردانند و فرياد كشند گويند معبودان ما بهتر است يا او ؟ اين مثل را نزنند مگر از روى ستيزه و جدال ، بلكه آنان گروهى ستيزه جويند . همانا او بنده‌ايست كه ما بوى نعمت داديم و براى بنى اسرائيلش نمونه آورديم و اگر بخواهيم بجاى شما در زمين فرشتگانى قرار ميدهيم كه جانشين شما باشند ؟ به خدا نه .