الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

31

الخصال ( فارسى )

معنا كند ؟ ! ! بنا بر اين ابو طالب خود را از پايه‌گذاران اسلام و پرچمدار آن معرفى كرده بعلاوه از شعر 83 - 93 بوضعى اظهار علاقه به پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم نموده و بمقامى او را توصيف كرده و بزبانى فداكارى خود را اظهار داشته كه نه تنها مقام يكنفر مسلمان مخلص و درست را نشان ميدهد بلكه مقام يكنفر مؤمن كامل را نشان ميدهد كه شعله‌هاى ايمان دل او را چون طور موسى شعله‌ور و طوفانى كرده و هر فكر و خيالى را جز فكر اسلام و رهبر اسلام در وجود او سوخته و فقط يك شعله ايمان و طوفان احساسات دينى از هستى او باقى مانده است . ابو طالب با اين اشعار نه تنها مرد مؤمنى است بلكه يك تن از فداكاران شيفته ايمان است ، نه تنها يك مسلمانى است بلكه مرد پاك و پيغمبر منشى است كه حقيقت اسلام را پيش از بعثت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم هم از الهام در نفس پاك و نورانى خود دريافته و بر جاده انتظار نشسته تا وقتى نداى اسلام از زبان محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلم به گوش او رسيده و دل بيقرار انتظار كشيده او را نوازش كرده و تسكين داده چون عاشقى كه پس از ساليان دراز هجران بمحبوب خود رسيده بىتابانه اسلام را در آغوش كشيده چنانچه در شعر 83 ميگويد : بجان خودم من دلباخته احمد و برادران او هستم بشيوه عاشقى كه در حال وصال است . آيا برادران احمد كيانند پيغمبر برادر نژادى نداشته مقصود او مسلمانان است كه فرمود : إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ يا پيغمبران گذشته كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم در بيانات خود از آنها برادر تعبير كرده است . نكته ديگر قابل توجه راجع به اين قصيده شيوا كه لازم به ياد آورى است اينست كه اشعار اين قصيده كم و زياد شده و مورد تصرف غرض‌رانان گرديده در كتاب خزانة الآداب ج 3 كه متعرض شرح قسمتى از اشعار اين قصيده گرديده است دو شعر پيش از شعر مطلع سيره ابن هشام نقل كرده و از محمّد بن سلام نقل شده كه اصمعى از من راجع به اين قصيده پرسش كرد گفتم درست است گفت ميدانى پايان قصيده كدام است ؟ گفتم نه ، اينست كه چون تامل كنى رابطه ميان قسمتهاى مختلف آن مختل است و فهميده مىشود كه برخى اشعار آن جابجا شده است از آن جمله در دنبال شعر 87 شعرى كه در سيره ابن هشام ثبت شده بىمناسبت است زيرا سر تا پاى اين قصيده حماسه و طرفدارى از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم و جامعهء اسلامى است و در فرض اينكه ابو طالب نسبت باسلام هم بيعقيده بود اظهار آن در ضمن اين قصيده بىمناسب بود و با آن همه گرمى و دفاع از اسلام و اظهار محبت و اخلاص به شخص پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم مخالفت دارد بعلاوه اگر منظور اين باشد كه مسلمان شدن و