الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

27

الخصال ( فارسى )

57 - خدا عبد شمس و نوفل را از جانب من كيفر كند ببدى به زودى نه با مهلت 58 - با ترازوئى درست كه يك جو كم و زياد نكند او از خود گواهى دارد كه كج گو نيست 59 - بباد رفت آرمان كسانى كه بنى خلف را بجاى ما و پهلوانان دوست گرفتند . * * * 60 - مائيم خاندان پاك و دودمان هاشم و آل قصى در مشكلات نخست 61 - خاندان سهم و مخزوم كج شدند و گرد كردند بر ما دشمنانى از هر دزد هرزه و گمنام 62 - اى تيره عبد مناف شما بهترين مردم خود هستيد هر بىسر و پا را در كار خود شريك نكنيد 63 - بجان خودم شما سست و درمانده شده‌ايد و براى فيصل دادن مطلب راه خطا رفتيد 64 - شما خود هيزم زير يك ديك بيش نبوديد و اكنون هم هيزم زير چند ديك هستيد 65 - اى بنى عبد مناف سست مگيريد هضم حقوق ما و يارى نكردن ما و واگذاردن ما را در بند محاصره 66 - اگر ما هم مردمى هستيم تنورى ميكنيم از كردار شما و شما سوزش آن را خواهيد چشيد و سر خود نميمانيد 67 - وسائطى در ميان لوى بن غالب بودند كه هر پهلوان چالاكى آنها را بسوى ما راند 68 - تيره نفيل بدترين كسانيند كه گام بر ريگستان مينهند و پست ترين پا برهنه و نعل پوش بنى معدند 69 - بخاندان قصى برسانيد كه به زودى كار ما بالا ميگيرد به آنها مژده بدهيد كه پس از ما بجان هم خواهيد افتاد 70 - اى كاش يك شب سختى بر قريش مكه ميشد اكنون كه ما در دره‌هاى كوه پناهنده هستيم 71 - اگر در همان ميان خانه‌هاى خود تاب مبارزه داشتند ما نزد زنان بچه‌دار وسيله اسف و آه باشيم 72 - هر دوست و خواهرزاده‌اى كه بشما ياران گرفتيم بجان خودم در دنبال آن فائده نيافتيم 73 - پس همان جمعى از كلاب بن مره‌اند كه آلوده به حق نشناسى و خذلان ما نيستند 74 - ما در بارهء قريش مكه سست گرفتيم تا جمعشان پريشان شد و هر ستم جو و نادانى از ما سرباز زد 75 - ما در ميان آنان حوض سقايت حاج داشتيم ، ما رنجبران نيرومند ، تيره غالب بوديم . 76 - جوانانى از هم عهدان مطيبين و دودمان هاشم چون شمشير درخشان در دست شمشيرسازان 77 - خونى از دست ندادند و خونى بناحق نريختند ، خلافى نكردند و از قبائل بد نبودند 78 - در موقع ضرب اين جوانان را ميبينى كه چون شير درنده‌اند بالاى قطعه‌هاى گوشت . 79 - فرزندان كنيز محبوب هندى نژاد بنى جمع‌اند كه بندگان قيس بن عاقل بودند