الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

261

الخصال ( فارسى )

( بنا بر اين كه دو ركعت نشسته نافله عشاء محسوب نشود ) نه كم مىشود نه بيش ؟ فرمود شب دوازده ساعت دارد و ميانه سپيده‌دم تا بر آمدن آفتاب هم يك ساعت است و روز هم دوازده ساعت دارد ( كه رويهم بيست و پنج ساعت مىشود ) و براى هر ساعتى دو ركعت نماز قرار داده شده و از غروب آفتاب تا نهان شدن روشنى آن غسق ناميده شود . شرح - مقصود از ساعت در اين حديث بخشهاى متفرقه شب و روز است نه بخشهاى متساويه معموله ابو اسحق گويد تغلب ( از علماى لغت عرب بوده ) ساعتهاى شب را به اين نامها براى ما بازگو كرد از اول شب به ترتيب : غسق ، فحمه ، عشوه ، هداة ، سباع ، جنح ، هزيع ، قعر ، زلفه ، سحره ، بهره و ساعتهاى روز را به اين نامها برشمرد : به ترتيب از بامداد : راد ، شروق ، منزع ، ترحل ، دلوك ، جنوح ، هجير ظهيره ، اصيل ، طفل تبوع . شرح - اين نامهائى است كه عرب بمناسبت وضع فضا يا حال مردم براى هر بخشى از شب و روز وضع كرده و ممكن است معنى وصفى آنها مقصود باشد و منظور از آن ساعت معمول در اين عصر نيست كه بخش معينى از مقدار شب يا روز است مثلا اول شب را بواسطه روشنى آن غسق ميگويد بعد كه تاريك مىشود آن را فحمه مينامند كه بمعنى ذغال است سپس آن را عشوه بمعنى شب‌نشينى سپس هداه يعنى ساعت آرامش سپس سباع يعنى وقت آمدن درندگان و همچنين . . . 15 - برجهاى فلك دوازده است ، بيابانهاى بزرگ دوازده است ؛ درياهاى بزرگ دوازده است ، عالمها هم دوازده است . ابان بن تغلب گويد خدمت امام ششم ( ع ) بودم كه مردى از اهل يمن آمد نزد آن حضرت و وى را سلام داد حضرت سلامش را پاسخ داد و فرمود خوش آمدى اى سعد آن مرد گفت اين نامى است كه مادرم مرا بدان ناميده و بسيار كم كسى مرا بدين نام ميشناسد امام ( ع )