الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

240

الخصال ( فارسى )

جابر بن سمرهء سوانى گويد با پدرم در مسجد بودم كه رسول خدا خطبه ميخواند شنيدم ميفرمايد پس از من دوازده امير باشند سپس آواز خود را آهسته كرد و من ندانستم چه ميفرمايد بپدرم گفتم چه فرمود ؟ گفت فرمود همه از قريشند . جابر بن سمرهء سوانى گويد از رسول خدا شنيدم ميفرمود دوازده خليفه آيند كه همه از قريش باشند چون بمنزلش برگشت رفتم و ميان خودم و او پرسيدم سپس چه مىشود ؟ فرمود سپس هرج و مرج مىشود . جابر بن سمره گويد رسول خدا فرمود هميشه كار مردم در گذر است تا دوازده مرد بر آنها حاكم شوند سپس كلمه‌اى فرمود كه بر من پوشيده ماند بپدرم گفتم چه فرمود گفت همه از قريشند . جابر بن سمره گويد پيغمبر ( ص ) فرمود هميشه اين دين در پيشرفت است هر كس با او دشمنى ورزد يا بدان سوء قصد كند زيانى بدان نرساند تا دوازده امير بيايند كه همه از قريش باشند . جابر بن سمره سوانى گويد نزد پيغمبر ( ص ) بودم كه فرمود دوازده كس متولى كار خلافت گردند مردم فرياد كردند و نشنيدم ديگر چه فرمود بپدرم كه بپيغمبر نزديكتر بود گفتم رسول خدا ( ص ) در دنبال سخن خود چه فرمود ، گفت فرمود همه از قريشند : عامر بن سعد گويد بهمراهى غلامم نافع نوشتم بجابر بن سمره كه مرا از اين خبرى كه از پيغمبر شنيده‌اى خبر ده . در پاسخ نوشت در روز جمعه شبى كه اسلمى سنگسار شد شنيدم پيغمبر ميفرمود :