الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

13

الخصال ( فارسى )

معجزآسائى حمله ابرهه و قشون يمن را از او دفع كرده است اين مسلم است كه كثافت و شخص ناپاك روا نيست كه در خانهء كعبه در آيد بنا بر اين على عليه السّلام و مادرى كه او را زاد به هيچ گونه كثافت و ناپاكى گرفتار نبودند اين يك مقام طهارت بىمانندى است كه اين كودك را نهال بزرگى معرفى مىكند . على عليه السّلام به طرز اسرار آميزى در خانهء كعبه زائيده شد تا بالاترين رابطه‌اى را كه ميتواند بنده فرمانبردارى با خداى خود داشته باشد براى خويش پا برجا كند . اين خانه زاد خدا بزرگترين مقام بندگى را كه شريف‌ترين پيوست انسانست با خدا دارا شد بزرگوارى على عليه السّلام را بايد در سر بندگى او جستجو كرد بندگى پاك و بىآلايش على عليه السّلام با خانه‌زادى او نسبت به خدا پيوست مهمى دارد پاكترين بنده آنست كه خانه زاد مولاى خود باشد ، چون على عليه السّلام با جسمى پاك بر روى خاك كعبهء مقدس وارد شد از جوهر خاك خانه رنگ خدائى گرفت همان رنگى كه حقيقت بىرنگى است و آيه 128 سوره بقره رمز آنست صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً ، رنگ خدائى به خود گيريد كى از خدا بهتر رنگين مىكند ؟ در عصر ولادت على عليه السّلام دين حق و كيش درست آئين عيسى و دستورات انجيل بود در آئين عيسى بايست هر كودكى كه از مادر زائيده شود در زير نظر كشيش و پيشواى مذهبى با آب مقدس تعميد كه بزردى رنگين بود او را غسل دهند و با اين غسل تعميد پايهء پرورش دينى او را استوار كنند تا در دين مسيح ثابت قدم باشد . اين دستور با ولادت على عليه السّلام تبديل شد على عليه السّلام از خاك پاك كعبهء مقدس در زير نظر مستقيم حق تعميد يافت و نور ايمان سراپاى كوچك و نازنين او را فرا گرفت و افتخار تشريع شستشوى با خاك را ( تيمم ) او افتتاح كرد و پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم بزرگ سپس بدان باليد و اين دستور آسمانى را صادر كرد جعلت لى الارض مسجدا و طهورا رمز اسرار خاك و مقام اهميت آن در زندگانى بشر تا تاريخ پيدايش اسلام نامعلوم بود و بشر با چشمى اهانت آميز بدان مينگريست ولى اسلام با اين قانون بزرگ بهره بردارى از آن را افتتاح كرد . آرى عناصر فريبنده و خوش نما زودتر اشخاص ظاهر بين را به خود جلب ميكنند و بسا موجب گمراهى آنها ميشوند ظاهر نورانى آتش شيطان را فريفت و او را بتمرد حق كشانيد و به خودپرستى واداشت تا رانده و بد بخت شد . توجه مغرورانه فارسيان را جلب كرد تا او را مظهر يزدان دانستند و قبله و گاهى معبود خويش نمودند ، امواج آب و نيروى طوفان او دهشت در دل جمعى انداخت تا براى او رب النوعى گمان بردند ولى خاك آسوده و ساده و بىهياهو كمتر مورد