الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

116

الخصال ( فارسى )

36 - چيزى در آسمان و زمين نباشد جز بهفت مطلب . امام هفتم فرمود در آسمانها و در زمين چيزى نباشد جز بهفت مقدمه قضا و قدر و اراده و خواست و سرنوشت و اندازه و اعلام ، هر كس جز اين گويد بخداى عز و جل دروغ بسته و بر خدا رد كرده . شرح قضا علم اجمالى حق است بهر چيز و آن عين علم حق است بذات خويش كه آفرينندهء همهء موجودات است قدر علم تفصيلى حق است بهر چيز و آن ذات او است از نظر كشف اشياء اراده علم بصلاح وجود هر چيزيست مشيت خواست وجود هر موجوديست كه از آن به كلمه كن تعبير شده كتاب نقشه و قالب ماهوى هر چيزى است كه فرضيه امكان او است و از آن تعبير بماهيت كنند اجل گاه آفرينش هر موجودى است كه در فرضيه زمان از نظر تسلسل و تدريج نسبى موجودات از وجود مقدمات آن پى بآيندهء آن برده مىشود و همين منشأ همه علوم پرآوازه و پر جنجال و در عين حال ناقص و كوتاه بشريست پيدايش علوم فلسفه و خصوصا نجوم و رمل و جفر در جهان باستان و پيدايش علوم جديده و اكتشافات و اختراعات حيرت انگيز تا امروز و در آينده روى اين اساس است ، همهء اين امور در گناهانى هم كه موجود ميشوند هست ولى جبر لازم نميآيد زيرا گناه از اراده و اختيار كامل خود بنده برخاسته و قضا و قدر و خواست حق با همين قيد بدان دارد تعلق و اين خودش جبر را باطل مىكند نه آنكه مستلزم جبر باشد چنانچه اگر آقائى مالى يا كنيز زيبائى را در تحت اختيار بندهء خود بگذارد و به او دستور دهد كه آنها را حفظ كند و مواظبت كند و به او بگويد كه در صورت خيانت ترا صد شلاق كيفر كنم و اعلام كند كه در فلان روز من مسافرت ميكنم و در اين حال تو بيشتر بايد مواظبت كنى و وسائلى هم در اختيار دارد كه اگر بخواهد ميتواند جلو خيانت را بگيرد و با اين حال او را آزاد گذاشت و او خيانت ورزيد در اين صورت نه اين بنده در خيانت خود مجبور بوده و نه آقا در كيفر او ستم به او كرده و نه قدرت آقا بر دفع او عذر او محسوب مىشود . 37 - چون نجاشى مرد پيغمبر هفت تكبير بر او گفت . امام يكم فرمود : چون جبرئيل مرگ نجاشى را ( پادشاه حبشه كه مهاجرين مسلمان مكه را پناه داد و بر اثر تبليغ آنها مسلمان شد ) بپيغمبر گزارش داد پيغمبر چون اندوهناك و غمديده‌اى بر او گريست و فرمود برادر دينى شما اضحمه ( نام نجاشى است و نجاشى لقب مخصوص پادشاهان حبشه بوده چون خسرو كه لقب مخصوص پادشاهان فارس و قيصر كه لقب مخصوص پادشاهان روم بوده ) مرده سپس بميدان بيرون مدينه شريف برد و