الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
295
الخصال ( فارسى )
كلمن كاف در كلام خدا تغيير و انحرافى نيست و جز حضرت او پشتيبانى نمىيابى . لام رفت و آمد اهل بهشت است براى ديدن و زنده باد گفتن و سلام كردن به يكديگر و سرزنش كردن دوزخيانست همديگر را . ميم سلطنت خداست كه زوالى ندارد و هميشه بودن خداست كه پايانى ندارد . نون نونست و قلم و آنچه مينگارند قلم قلميست از نور و كتابى است از نور در لوح محفوظ كه فرشتگان مقرب بر آن حاضر و گواهند و همان خداى يكتا گواه آنست و گواهى خدا براى آن بس است . سعفص صاد پيمانهاى به پيمانهاى يعنى پاياپاى است و به همان دست كه ميدهى ميگيرى و آنچه ميكارى ميدروى خدا براى بندگان ستمى نميخواهد . قرشت مردم را جمع آرى و زنده مىكند و در عرصه قيامت واميدارد و بدرستى ميان آنها حكم مىكند و در دادگاه خدا ستمى بر آنها نميشود ، من آنچه در معنى ابجد و تفسير حروف الف باء روايت دارم در كتاب معانى الاخبار ضبط كردهام . 28 - ديوانه كسى است كه شش خصلت در او باشد امام يكم فرمود رسول خدا بر جمعى گذشت و فرمود براى چه گرد هم فراهم شديد ؟ عرضكردند يا رسول اللَّه اين ديوانهايست كه غش مىكند و ما بر گرد او جمع شديم ، فرمود اين ديوانه نيست بلكه بيمار است ، سپس فرمود شما را از ديوانه حقيقى آگاه نكنم ؟ عرضكردند چرا يا رسول اللَّه ، فرمود ديوانه آنست كه از روى تكبر راه ميرود و با گوشهء چشمش نگاه مىكند و شانههاى خود را از سر بزرگى ميجنباند و با آنكه گناه خدا را ميورزد آرزوى بهشت از خدا دارد ، از شرش آسوده نيستند و بخيرش اميدى نيست اينست ديوانه ولى اين بيمار و گرفتار است