الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
249
الخصال ( فارسى )
آفتاب از مغرب خود برآيد و چون آفتاب از مغرب برآيد همان روز امنيت عمومى سر تا سر جهان را فرا گيرد آن روز است كه ايمان كسى كه سابقه ايمان ندارد و در دوره ايمان خود كار خير نكرده سودى ندهد ، يكى از آنها درهم پيچيده است و يكى از آنها در غلافست ؛ آن را براى ديگران كشيده و حكمش با ما است اما آن سه شمشير كشيده يكى شمشيريست كه به روى مشركان عرب كشيده خداى تبارك و تعالى فرمايد هر كجا مشركان را يافتيد بكشيد و آنها را ببنديد و محاصره كنيد و همه جا در كمين آنها بنشيند تا اگر توبه كردند يعنى ايمان آوردند ، از اينها پذيرفته نشود مگر اينكه مسلمان شوند يا كشته شوند و اگر كشته شدند مالشان بغنيمت گرفته شود و فرزندانشان اسير شوند چنانچه رسول خدا آنها را اسير ميكرد ، آن حضرت اسير كه ميگرفت گاهى عفو مىكرد و گاهى پول ميگرفت و آنها را رها ميكرد شمشير دوم به روى اهل ذمه است ( كافرانى كه كتاب دينى دارند چون يهود و نصارى و مجوس ) خدا فرموده : بمردم كلام خوش بگوئيد ، اين آيه در باره اهل ذمه نازل شد و سپس نسخ شد به اين آيه ( كه در سورهء توبه است 29 ) بجنگيد با كسانى كه ايمان به خدا و روز قيامت ندارند و حرام خدا و رسولش را حرام نميدانند و بدين حق متدين نيستند از كسانى كه كتاب بآنها داده شده تا از دست خود با خوارى جزيه بدهند ، هر كدام از آنها در كشور اسلامى نشيمن داشته باشند يا بايد جزيه بدهند يا كشته شوند و چون جزيه بر خويش پذيرفتند اسير كردنشان حرامست و اموالشان محفوظ است و تزويج زنانشان جائز است و هر كدامشان در كشور كفراند كه با اسلام ميجنگند از او پذيرفته نيست مگر كشته شدن يا