الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
236
الخصال ( فارسى )
و تأويل و تفسير آن را به من ياد ميداد و از خدا ميخواست كه فهم و حفظ آن را به من بدهد از آن هنگامى كه آن حضرت در بارهء من دعا كرد من آيهاى از كتاب خدا را فراموش نكردم و هيچ علمى كه آن حضرت بر من واخواند و آن را نوشتم فراموش نكردم آن حضرت در آموزش من كوتاهى نكرد هر چه خدا از حلال و حرام و امر و نهى كه بوده يا خواهد بود به او آموخته بود به من آموخت ، هر كتابى كه بر يكى از پيغمبران پيش از او فرود آمده بود در باره دستورى كه بايد اطاعت كرد يا نهى از گناهى به من آموخت و من در خاطر سپردم ، يك حرف آن را فراموش نكردم سپس دست خود را بر سينه من نهاد و از خدا درخواست كرد كه دل مرا پر از دانش و فهم و حكمت و نور كند ، عرضكردم اى پيغمبر خدا پدر و مادرم قربانت از آن گاه كه براى من آن درخواست را از خدا كردى هيچ چيز را فراموش نكردم و چيزى از دستم نرفت كه ننوشته باشم آيا بعد از اين از فراموشى بر من ميترسى ؟ فرمود نه من از بابت فراموشى و نادانى در بارهء تو نگرانى ندارم . باب شرح چون در اينجا بمناسبت چند حديث ذكر شده كه عنوان چهارگانه در متن آنها نبوده مصنف بعنوان باب مخصوصى آنها را از اخبار ديگر اين باب جدا كرده ، 118 امام يكم فرمود هر كس باندازهء آنچه به او احسان شده احسان كند عوض داده و هر كس دو برابرش احسان كند شكرگزار است و هر كس شكر كند كريمست ، هر كس بداند هر چه كند به خود كند در برابر نيكى خود مردم را مسامحه كار نداند و در برابر دوستى خود دوستى از آنها نخواهد ، از ديگران پاداش آنچه براى خود كنى و آبروى خود را بدان نگهدارى مخواه ، بدان كه هر كس حاجتى از تو خواسته آبروى خود را حفظ نكرده تو آبروى خود را نگهدار و حاجت او را برآور و دست رد به سينه او مگذار تا آبروى تو هم برود . 119 - مردى گويد شنيدم امام پنجم فرمود دنيا در گردش است هر روزى بدست يكيست ، هر چه از آن دارى و هر سودى به تو رسيده با سستى و ضعف تو بوده و هر زيانى در آن به تو رسيده با نيروى خود