الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
227
الخصال ( فارسى )
بهتر است ؟ فرمود زراعتى كه صاحبش آن را بدست خود كشته و پرورش داده و هنگام درو حق آن را پرداخته عرض شد پس از زراعت كدام دارائى بهتر است ؟ فرمود مرديكه گوسفند دارد و خودش آنها را در چراگاه ميچراند و نماز ميخواند و زكات ميدهد عرض شد پس از گوسفندان كدام دارائى بهتر است ، فرمود گاو كه بامداد شير ميدهد شامگاه شير ميدهد عرض شد پس از گاو كدام مال بهتر است فرمود آن درختهاى بلندى كه در گل و لاى ريشه دارند و خوراك روزهاى قحط را فراهم ميكنند ( مقصود نخل خرما است ) خوب چيزيست نخل خرما هر كس آن را بفروشد بهايش چون خاكستر سر قلهء كوه است كه در روز طوفانى باد سختى بر آن بوزد و آن را پراكنده كند مگر آنكه ببهاى آن نخلستان ديگرى بخرد ، عرض شد يا رسول اللَّه بعد از نخل كدام مال بهتر است حضرت جواب نداد ، مردى گفت پس شتر چه منزلتى دارد ؟ فرمود بدبختى و دل سختى و رنج در شتردارى است در بامداد و پسين از آبادانى دور مىشود و در بيابان بسر ميبرد خيرى نميدهد مگر از آن سوى كه خطرناك است ، مردمان بدبخت نابكار آن را از دست ندهند . صالح بن ابى حماد گويد اسماعيل بن مهران براى من حديث كرد بسندى كه به امام ششم ميرسيد آن حضرت از قول پدرانش از على ( ع ) نقل كرده كه رسول خدا فرمود گوسفند چون رو آور شود پيش آمد كار گوسفند دار است و چون پشت كند پيشامد كار اوست و گاو چون رو آور شود پيشامد گاودار است و چون پشت كند زيان او است ، شتر مهار شيطانست و چون رو آورد شتردار در پستى است و چون پشت هم كند شتردار ضررمند مىشود و خيرى از آن نميرسد مگر از سوئى كه خطرناك است عرض شد يا رسول اللَّه در اين صورت كى شتردارى مىكند ؟ فرمود بدبختان نابكار كجايند ؟ صالح گويد اسماعيل بن مهران اين شعر را خواند : گر نباشد عيب پستى گرد آن * مال ميشايد شمردش در جهان