الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

21

الخصال ( فارسى )

رسالة في الغيبة الى اهل رى و المقيمين بها . وقتى وسائل نشر و روابط آن روزه را ملاحظه كنيم تشكيل اين محيط مرجعيت پهناور كار آسانى نيست و نشر اين همه موضوعات علمى شگفت آور است ، آن روزى كه بايد نشريات را با نوك خامه كلمه كلمه نگاشت و با وسيله قاصد پياده يا كاروانهاى شتر سوار در راههاى پر خطر و دور و دراز فرستاد اين كارهاى بزرگ علمى و مذهبى چگونه انجام شده ؟ ! ! امروز وسائل بخار و برق و راديو دنيا را بهم نزديك كرده امروزه هر بچه دبستانى محيط بزرگ جهان را چون كنجهاى خانه خود در نقشه‌هاى جغرافيا ديده و فهميده ، امروزه وسائل چاپ و نشر دنيا را به صورت يك مجلس كوچك در آورده ، امروزه وسائل سير و طى مسافت خط آهن و اتوبوس و هواپيما است . از خوانندگان محترم خواهش ميكنم با كمى تفكر اين وسائل تازه را از زندگى عمومى كنار بگذارند و جهان يازده قرن پيش از اين را در نظر آورند تا باهميت اين محيط مرجعيت پهناور شيخ صدوق پى ببرند و نفوذ كلمه مذهب شيعه را در عصر او تشخيص دهند و اگر دانشمندان بزرگ و متنوع فرق مختلفه عالم اسلامى آن روز را هم در نظر گيرند شخصيت علمى شيخ صدوق بهتر و روشنتر جلوه مىكند روش يك مكتب زنده و با اهميتى در اين محيط پهناور وجود داشته كه بايد شيخ صدوق را پيشواى بزرگ اين مكتب علمى و مذهبى دانست و از همكارى شيخ صدوق با پادشاهان نيرومند آل بويه و وزير دانشمند با تدبير آنها صاحب بن عباد معلوم مىشود كه اين مكتب يك مكتب تعليمات خشك و كنار از اجتماع و سياست نبوده بلكه كاملا در اجتماع وارد و از سياست دورهء خود پشتيبانى ميكرده اين مكتب اساس مذهب شيعه را استوار نمود و مردان علمى با اقتدارى بوجود آورد كه تا چند قرن آينده هم به خوبى توانستند از عهده وظائف علمى و دينى خود برآيند . روش اين مكتب را بايد از تحليل و بررسى تعليمات شيخ صدوق و معاصرين و شاگردان وى فرا گرفت ، ما تا آنجا كه از روى دقت و تحقيق ممكنست ، روش اين مكتب را از تاريخ و سيره علماى سلف استخراج كرده و بدسترس خوانندگان محترم ميگذاريم . قبل از ورود در ماهيت مكتب شيخ صدوق بايد يادآور شد كه حال اجداد خاندان صدوق در تاريخ روشن نيست ، چنان كه سابقا معلوم شد محمد بن على صدوق چهارمين فرزند مسلسل بابويه است و او چهارمين پدر او است در صورتى كه تاريخ تولد صدوق 311 هجرى باشد و معلومست كه فاصله او تا بابويه سه پشت است تقريبا خود بابويه يك صد و پنجاه سال پيش از آن كه مقارن 161 هجرى باشد ميزيسته . در اين تاريخ حكومت نو بنياد بنى عباس بنيروى رجال بزرگ ايرانى برپا شده و كاخ ديكتاتورى بنى اميه درهم شكسته و هنوز حكومت بنى عباس جنبه ملى داشت و ديكتاتور و نفع پرست نشده بوده از اين رو رجال نامورى از اهل ايران فرصت بدست آورده و هوش و استعداد سرشار ايرانى خود را در بخشهاى مختلف جامعه اسلامى به كار انداختند ، خاندان برمك در سياست و جهان دارى ، ابن مقفّع ، و سهل سر سلسله خاندان نوبخت در دانش و تأليف و قانون‌گذارى ، ابو حنيفه در فقه و فروعات از مشاهير مردان ايرانى نژاد معاصرند هدف مشترك دانشمندان ايرانى نژاد طرفدارى از خاندان پيغمبر بوده زيرا اين مطلب با عدالت و حكومت ملى و حفظ حقوق افراد و اقليات موافقت داشت و اين رجال بزرگ از آن طرفدارى ميكردند بايد علت اصلى اعدام و آزار آنها را همين نكته دانست . اگر چه در سطح تاريخ تهمتهائى به آنها بسته‌اند . مثلا ابو حنيفه چنانچه شيخ بهائى در كشكول