الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

197

الخصال ( فارسى )

گفتم وزيرم كيست ؟ گفت على بن ابى طالب است چون از سدره گذشتم و بعرش پروردگار جهانيان رسيدم ديدم بر ستون‌هاى آن نوشته من خدايم جز من معبودى نيست ، من يگانه‌ام ، محمد دوست منست او را بوزيرش كمك كردم و بوزير وى يارى كردم و چون سربلند كردم ديدم بر طاق عرش نوشته شده ، من خدايم جز من معبودى نيست من يگانه‌ام محمد بنده و فرستاده من است ، او را بوزيرش كمك كردم و بوزيرش يارى كردم . 23 - حديث اهل بيت را جز چهار كس تحمل نكند . عمرو بن يسع از شعيب حداد حديث كرده كه از امام ششم شنيدم ميفرمود حديث ما دشوار است و خواهان دشواريست متحمل آن نشود مگر فرشتهء مقرب يا پيغمبر مرسل يا بنده‌اى كه خدا دلش را با ايمان آزموده يا مدينه حصينه عمرو گويد بشعيب گفتم اى ابو الحسن مدينه حصينه چيست ؟ گفت از امام ششم از آن پرسيدم ، فرمود مقصود دل جمع‌كننده است . 24 - كسى كه در معاشرت با مردم از سه خصلت كناره كند براى او به گردن مردم چهار چيز واجب شود . رسول خدا فرمود كسى كه چون با مردم معامله مىكند ستم نكند و چون به آنها خبر مىدهد دروغ نميگويد و وعده كه ميدهد ، مخالفت نكند ، از كسانيست كه ايمانش كامل است و عدالتش ظاهر است و برادرى با او واجبست و بدگوئيش حرامست امام ششم فرمود هر كه سه چيز دارد بر مردم چهار چيز براى او واجبست كسى كه چون بمردم خبرى دهد دروغ نگويد و چون با آن‌ها آميزش كند ستمشان نكند و چون بآن‌ها وعده دهد خلاف نكند واجبست عدالتش را ظاهر كنند و مردانگيش محقق گردد و بدگوئيش غدقن شود و برادرى و همراهى با او لازم گردد .