الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

183

الخصال ( فارسى )

222 - مردم خدا را بسه وجه ميپرستند - امام ششم فرمود مردم خداى عز و جل را بسه وجه ميپرستند يك دسته براى دريافت ثواب او را ميپرستند ، اين عبادت حريصانست ، اين طمعست و دسته ديگر از ترس دوزخش او را ميپرستند اين عبادت بندگانست ، اين هراس است ولى من چون دوستش دارم او را ميپرستم ، اين پرستش آزاد مردانست و آن امانست ، چون خداى عز و جل ميفرمايد ايشان از لرزش اين روز هولناك در امانند ، و چون فرمايد اگر شما خدا را دوست داريد مرا پيروى كنيد تا خدا شما را دوست دارد و گناهان شما را بيامرزد . هر كس خدا را دوست دارد خدا او را دوست ميدارد و هر كسرا خدا دوست داشت از امان يافته‌گانست . 223 - شخصى امير المؤمنين را بمهمانى طلبيد آن حضرت با او سه شرط كرد - از امام اول رسيده كه مردى او را دعوت كرد على ( ع ) به او فرمود ميپذيرم بسه شرط عرض كرد يا امير المؤمنين آن شرطها چيست ؟ فرمود چيزى از بيرون خانه براى ما نياورى چيزى كه در خانه‌دارى از ما دريغ ندارى و پس‌انداز نكنى . و بنان‌خواران ستم نكنى ، عرض كرد عهده‌مند شدم على بن ابى طالب از او پذيرفت . 224 - سه صفتى كه در امير المؤمنين بود - مردى پرسشى از امام اول كرد گفت در باره سه صفتى پرسش دارم كه در شماست . از كوتاهى قامتت و بزرگى شكمت و بىموئى جلو سرت ؟ در جوابش فرمود خداى تبارك و تعالى مرا بلند نيافريده و كوتاه هم نيافريده ولى ميانه بالا آفريده براى آنكه دشمن پست قد را با شمشير شقه كنم و دشمن بلند قد را به دو نيمه كنم و اما بزرگى شكمم براى آنست كه رسول خدا بابى از علم و دانش به من آموخت كه هزار باب دانش از آن بر من گشود و جاى علم در شكم من تنگ شد و اين عضو من گشاده گرديد و اما بىموئى جلو سرم از اينست كه هميشه خود آهن بر سر نهادم و با پهلوانان پيكار دادم .