الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
171
الخصال ( فارسى )
ياد خدائى ، دعاى تو در آن مستجابست ، بيمارى همه گناهان تو را ميريزد خدا تو را تا پايان عمر عافيت دهد . 196 - گفتار عمر كه از سه خصلت پيش خدا توبه كارم . امام سوم فرمود عمر هنگام مرگ گفت از سه كار بسوى خدا توبه ميكنم و پشيمانم ، از اينكه من و ابو بكر همدست شديم و خلافت پيغمبر را غصب كرديم ، از اينكه من براى مسلمانان خليفه تراشيدم ، از اينكه بعضى از مسلمانان را بر بعضى برترى دادم . جابر بن عبد اللَّه گويد من هنگام مرگ پيش عمر حاضر بودم ميگفت بدرگاه خدا از سه چيز توبه كارم ، از اينكه بندگانى كه مسلمانان از كفار به من اسير كرده بودند برگردانيدام و آزاد كردم . از اينكه چون رسول خدا اسامه را فرمانده قشونى كرد كه ما در زير پرچم آن بوديم فرار كردم و بمدينه بازگشتم از اينكه چون رسول خدا وفات كرد ما جمعى بوديم كه بر ضد خانواده پيغمبر عهد بستيم كه نگذاريم هيچ كدام از آنها بر ما فرمان گذار و پيشوا شوند . شرح اين روايت تاييد مىكند گفتهء جمعى از تاريخ نگاران امروزى را كه حزبى در ميان اصحاب پيغمبر وجود داشته بنام حزب سه جانبه كه رهبرهاى آن عمرو ابى بكر و ابو عبيده بودهاند و مرام آنها اين بوده كه بعد از پيغمبر نگذارند على بن ابى طالب كه رئيس خانواده پيغمبر بود بخلافت نشيند و مطابق عدالت و دستور قرآن حكومت اسلامى را به راه برد . زياد بن عيسى گويد از امام پنجم شنيدم ميفرمود چون مرگ عمر در رسيد گفت پيش خدا توبه ميكنم كه از لشكر اسامه برگشتم ، پيش خدا توبه ميكنم كه اسيران كفار يمن را آزاد كردم و توبه ميكنم از انديشهاى كه در دل داشتيم و از خدا ميخواهيم ما را از ضررش نگهدارد ، بيعت با ابو بكر كارى ناگهانى و بيمشورت بود .