الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
124
الخصال ( فارسى )
شفاعتش را در برابر مردم ربيعه و مضر بپذيرد . رسول خدا فرمود سه خصلت را هر كه جمع كند صفات ايمانى را تكميل كرده آنكه خشنوديش به كار باطل و گناه نكشد و غضب او را از حق بدر نبرد و در حال اقتدار بدان چه حقش نيست دست دراز نكند . هشام بن معاذ گويد همراه عمر بن عبد العزيز بودم كه وارد مدينه شد و جارچيش فرياد كشيد هر كس ستمى كشيده و دعوائى دارد نزد من آيد . امام پنجم وارد شد ، مزاحم بعمر خبر داد كه محمد بن على بر در منزل است ، گفت او را وارد كن ، در حالى وارد مجلس شد كه عمر اشكهاى چشمان خود را پاك ميكرد امام به او فرمود اى عمر چه تو را گرياند ؟ هشام سبب گريهاش را بيان كرد حضرت فرمود اى عمر دنيا چون بازاريست گروهى چيزى از آن بردند كه سودشان دهد و گروهى چيزى بردند كه زيانشان رساند ، چه بسيار مردمانى كه بكارهائى كه كه ما در آن وارديم خود را زيانمند كردند تا مرگشان در رسيد هراسناك شدند و از دنيا نكوهيده بيرون شدند چون براى آنچه در آخرت دوست داشتند بسيجى نيندوختند و از آنچه بد داشتند سپرى نساختند ، آنچه جمع كرده بودند وارثان حق نشناس قسمت كردند و خود نزد كسى رفتند كه عذر آنها را نمىپذيرد شايسته است كه ما بهر كارى كه در آن به آنان رشك ميبريم نگاه كنيم و آن را سرمشق كارهاى خود قرار دهيم و به آن كارهائى كه براى آنها برايشان ميترسيم نگاه كنيم و از آن كناره كنيم از خدا بپرهيز ، دلت را به دو چيز بسپار ، نگاه كن به آنچه دوست دارى وقتى پيش پروردگارت رفتى با تو باشد آن را پيشاپيش خويش بفرست و نگاه كن آنچه را بد دارى كه چون نزد پروردگارت رفتى با تو باشد عوض آن را بجو ، بمتاعى كه بر پيشينيان تو كساد شد متوجه مشو و اميد داشته باش كه از تو رواج باشد . اى عمر از خدا بپرهيز ، در را باز كن مردم را به آسانى بپذير مظلوم را يارى كن دست ظالم را