الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

119

الخصال ( فارسى )

كردم و او را به زمين افكندم و سرش را بريده و به زمين انداختم و سرش را گرفتم ، اين دو مرد به من گفتند بما رسيده كه محمد رفيق مهربان با رحمى است ما را خدمت او ببر و در قتل ما شتاب مكن ، رفيق ما با هزار پهلوان برابر بود ، رسول خدا فرمود اما آواز اول كه به گوش تو رسيد آواز جبرئيل و آواز ديگر از آن ميكائيل بود . يكى از دو مرد را پيش دار ، به او فرمود بگو لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ و گواهى بده كه من رسول خدايم ، جواب گفت بدوش كشيدن كوه ابى قبيس پيش من آسانتر است از گفتن اين كلمه ، فرمود او را ببر گردن بزن ، سپس دستور داد ديگرى را پيش آور او را پيش داشت ، فرمود بگو لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ و گواهى بده كه من رسول خدايم ، عرضكرد مرا هم برفيقم ملحق كن فرمود يا ابو الحسن او را هم ببر گردن بزن ، امير المؤمنين برخاست گردنش را بزند كه جبرئيل نازل شد و عرضكرد يا محمد خدايت سلام مىرساند و ميفرمايد اين مرد را نكش زيرا در ميان قوم خود خوش‌خلق و با سخاوت بود ، آن مرد از زير شمشير عرضكرد اين فرستاده خداى تو است كه به تو خبر ميدهد ؟ فرمود آرى ، گفت به خدا در زمينه برادران خود مالك درهمى نبودم و هيچ گاه پشت بجنگ ندادم ، شهادت مىدهم كه خدا يكى و تو رسول خدائى ، پيغمبر فرمود اين كسى است كه خوش خلقى و سخاوت او را ببهشت پر نعمت كشانيد . 38 - در نيكى ببرادران و اقدام در انجام حاجتشان سه خصلت است امام ششم فرمود بهترين شماها بخشش‌كنندگان شمايند و بدترين شما بخيلان شمايند ، از كارهاى شايسته نيكى كردن با برادران و سعى در حوائج آنان است ، اين كارها شيطان را خوار و مرد را از آتش دوزخ بر كنار