الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

117

الخصال ( فارسى )

34 - رسول خدا سه كس را لعن كرد امام هفتم فرمود رسول خدا سه كس را لعن كرده ، مسافرى كه توشه خود را تنها بخورد و برفقايش ندهد ، كسى كه تنها در بيابان مسافرت كند ، كسى كه تنها در خانه‌اى بخوابد . 35 - در بهشت درجه‌ايست كه بدان نمىرسد مگر سه كس رسول خدا فرمود در بهشت درجه‌ايست كه بدان نميرسد مگر پيشواى عدالت شعار ، صاحب خويشانى كه با آن‌ها وفادار باشد ، مرد صابر عيال وار . 36 - از سه كس قلم برداشته است ابن ظبيان گويد زن ديوانه‌اى را بحضور عمر آورند كه زنا داده بود ، عمر دستور داد كه او را سنگسار كنند . آن زن را از حضور على بن ابى طالب عبور دادند ، فرمود اين زن چيست ؟ عرض كردند ديوانه‌ايست كه زنا داده و عمر دستور داده او را سنگسار كنند . فرمود شتاب مكنيد نزد عمر آمد و به او گفت نميدانى قلم از سه كس برداشته است ؟ از كودك تا بالغ شود ، از ديوانه تا به هوش آيد ، از خواب تا بيدار شود . 37 - حديث سه نفرى كه بلات و عزى سوگند خوردند كه رسول خدا را بكشند و على ( ع ) در برابر آنها قيام كرد . امام چهارم فرمود پيغمبر يك روز بيرون شد و نماز صبح را خواند سپس فرمود اى گروه مردم شما كدامتان ميرويد در برابر سه كسى كه بلات و عزى سوگند خوردند مرا بكشند با اينكه بپروردگار كعبه قسم دروغ گفته‌اند ، مردم همه سر به زير افكندند و هيچ كس جواب نداد . فرمود گمان ندارم على بن ابى طالب ميان شما باشد . عامر بن قتاده عرضكرد آن حضرت امشب تب داشت و نيامده با شما نماز بخواند ، اجازه ميفرمائيد به او خبر دهم ؟ پيغمبر فرمود : خبر بده ، عامر خدمت آن حضرت شتافت و به او خبر داد ، امير المؤمنين مثل اينكه از بند رها شده بيرون شد و جامه‌اى بتن داشت كه دو گوشه‌اش را به گردن خود گره كرده بود ، عرضكرد يا رسول اللَّه چه خبر است ؟ فرمود اين فرستادهء پروردگارم به من خبر ميدهد كه سه نفر قيام كرده‌اند تا مرا بكشند با اين كه بپروردگار كعبه سوگند دروغ گفته‌اند . امير المؤمنين فرمود من خودم تنها بجلوگيرى آن‌ها