الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

101

الخصال ( فارسى )

خلق نشده ، همانا راحت در بهشت و براى اهل بهشت خلق شده در دنيا و براى اهل دنيا رنج و سختى خلق شده به هيچ كس مشتى از دنيا داده نشود جز آنكه دو برابر آن حرص ورزد ، هر كس در دنيا بيشتر دارد فقيرتر است زيرا براى حفظ اموالش بمردم و همهء ابزار زندگى نيازمند است را حتى در ثروت دنيا نيست ولى شيطان فرزند آدم را وسوسه مىكند كه راحت در جمع مال است همانا بدين وسيله او را در دنيا برنج مىرساند و در آخرت بپاى حساب ميكشاند سپس فرمود نه هرگز دوستان خدا در دنيا رنج نبردند بلكه در دنيا براى تحصيل آخرت رنج كشيدند ، سپس فرمود ، هر كس براى روزى اندوه خورد گناهى بر او نوشته شود حضرت مسيح بحواريين چنين فرمود ، همانا دنيا پلى است از آن بگذريد و آن را تعمير نكنيد . 85 - دو دريا بهم برخوردند و در آميختند قطان گويد از امام ششم شنيدم ميفرمود مقصود از آيه مرج البحرين الخ اينست كه على و فاطمه دو درياى عميق دانش همسر شدند و هيچ كدام به ديگرى سركشى نكردند و از اختلاط آنها لؤلؤ و مرجان يعنى حسن و حسين سلام اللَّه عليهما بوجود آمد . 86 - پيغمبر در امت خود دو يادگار واگذارد پيغمبر فرمود من در ميان شما دو يادگار واميگذارم كه هر يك از ديگرى مفيدتر و سربلندتر است يكى كتاب خدا رشته‌اى كه از آسمان تا زمين كشيده است و ديگرى عترت خودم ، اين هر دو از هم جدا نشوند تا در سر حوض كوثر بر من وارد شوند ، راوى گويد بابى سعيد خدرى گفتم عترت پيغمبر كيست گفت اهل بيت آن حضرت . 87 - روز قيامت از ثقلين پرسيده مىشود حذيفة بن اسيد غفارى گويد چون رسول خدا از حجة الوداع با ما مراجعت كرد و بجحفه ( منزلى ميان مكه و مدينه ) رسيد باصحاب خود دستور داد فرود آيند ، همه جمعيت در منزلهاى خود جا گرفتند ، سپس جار نماز كشيده شد و با اصحاب خود دو ركعت نماز گذارد ، بعد به آنها رو كرد و فرمود خداوند لطيف خبير به من خبر داده كه من خواهم مرد و شما خواهيد مرد ، فرض كنيد من دعوت حق را اجابت كردم من پيش خدا نسبت بامر رسالت و نسبت بكتاب و