السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

11

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي )

على از كسى همچون شيبة الحمد ( عبد المطلب ) صاحب نسبى درخشنده بود . و هركس با او به معارضه برمىخاست ، پرتو رخشندهء اين نسب او را بر جايش مىنشاند . كنيهء على ( ع ) آن حضرت را به دو كنيهء ابو الحسن و ابو الحسين ناميده‌اند . امام حسن ( ع ) در حيات پيامبر پدرش را با كنيهء ابو الحسين و امام حسين ( ع ) او را با كنيهء ابو الحسن مىخوانده‌اند . پيامبر نيز وى را با هر دوى كنيه‌ها خطاب مىكرده است . چون پيامبر وفات يافت على ( ع ) را به اين دو كنيه صدا مىكردند . يكى ديگر از كنيه‌هاى على ( ع ) ، ابو تراب است كه آن را پيامبر برگزيده و بر وى اطلاق كرده بود در استيعاب نقل شده است : « به سهل بن سعد گفته شد : حاكم مدينه مىخواهد تو را وادارد تا بر فراز منبر ، على را دشنام گويى . سهل پرسيد : چه بگويم ؟ گفت : بايد على را با كنيهء ابو تراب خطاب كنى . سهل پاسخ داد : به خدا سوگند جز پيامبر كسى على را بدين كنيت ، نامگذارى نكرده است . پرسيد : چگونه‌اى ابو العباس ؟ جواب داد : على ( ع ) نزد فاطمه رفت و آن‌گاه بيرون آمد و در حياط مسجد دراز كشيد و به خواب رفت . پس از او ، پيغمبر ( ص ) پيش فاطمه آمد و از او پرسيد : پسر عمويت كجاست ؟ فاطمه گفت : اينك او در مسجد آرميده است . پيامبر به صحن مسجد آمد و على را ديد كه ردايش بر پشت مباركش افتاده و پشتش خاك‌آلود شده است . پيامبر با دست شروع به پاك كردن خاك از پشت على كرد و فرمود : بنشين اى ابو تراب ! به خدا سوگند جز پيامبر كسى او را بدين نام ، نخوانده است . و قسم به خدا در نظر من هيچ اسمى از اين نام دوست‌داشتنىتر نيست . » نسايى در خصايص از عمار بن ياسر نقل كرده است كه گفت : « من و على بن ابيطالب ( ع ) در غزوهء عشيره از قبيلهء ينبع با يكديگر بوديم . تا آنجا كه عمار گفت : سپس خواب هر دوى ما را فراگرفت ، من و على به راه افتاديم تا آنكه در زير سايه نخلها و روى زمين خاكى و بىگياه آرميديم . سوگند به خدا كه جز پيامبر كسى ما را از خواب بيدار نكرد . او با پايش ما را تكان مىداد و ما به خاطر آنكه روى زمينى خاكى دراز كشيده بوديم ، به خاك آلوده شديم . در آن روز بود كه پيغمبر ( ص ) به على ( ع ) فرمود . تو را چه مىشود اى ابو تراب ؟ چرا كه پيامبر آثار خاك را بر على ( ع ) مشاهده كرده بود . » البته ممكن است كه اين واقعه چندبار اتفاق افتاده باشد . در روايتى ديگر آمده است : چون پيامبر على را در سجده ديد درحالىكه خاك بر چهره‌اش نشسته و يا آنكه گونه‌اش خاك‌آلود بوده به او فرمود : « ابو تراب ! چنين كن » . همچنين گفته شده است پيامبر با چنين كنيه‌اى ، على ( ع ) را خطاب كرد . چرا كه گفت :