السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
67
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي )
از منازعه و مطالبه نقل كردهاند كه خود بر آن چه ما گفتيم گواهى مىدهد . اينك ما براى اثبات صحت ادعاى خود به برخى از اين روايتها استدلال مىكنيم : ( 1 ) ابو عبيد الله محمد بن عمران مرزبانى ، از محمد بن احمد الكاتب ، از احمد بن عبيد بن ناصح نحوى ، از زيادى ، از شرفى ، از قطامى ، از محمد بن اسحاق ، از صالح بن كيسان ، از عروه ، از عايشه ، نقل كرده است . مرزبانى گويد : أبو بكر احمد بن محمد مكى ، از ابو العيناء محمد بن قاسم يمانى ، از ابن عايشه ، نقل كرده است كه گفت : « چون رسول خدا ( ص ) وفات يافت فاطمه به همراه گروهى از ياران و خويشان خود به سوى أبو بكر رفت . » ( 2 ) در روايت نخست آمده است : « عايشه گفت : چون فاطمه از تصميم أبو بكر مبنى بر ندادن فدك به او مطلع شد مقنعه بر سر كرد و روپوش پوشيد و همراه با گروهى از خويشان و يارانش به نزد أبو بكر روانه شد » ، از اينجا تا به آخر هر دو روايت ، يكى مىشود و آنگاه خطبه را نقل مىكند . سپس سيد مرتضى پس از آوردن خطبه گويد : « ابو عبيد الله مرزبانى از على بن هارون ، از عبد الله بن ابى طاهر ، از پدرش نقل كرده است كه گفت : براى ابو الحسين زيد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب سخن فاطمه را به هنگام بازپس ندادن فدك از سوى أبو بكر ، يادآورى كردم و به او گفتم : اينان مىپندارند اين سخنان ساختگى و از گفتار ابو العيناء است چون داراى بلاغت و سجع و قافيه است . او پاسخ داد : مشايخ خاندان ابو طالب را ديدم كه اين سخنان را از پدرانشان نقل مىكنند و به فرزندانشان مىآموزند و پدرم از جدم كه به فاطمه مىرسد اين سخنان را برايم حديث كرد ، مشايخ شيعه اين خطبه را روايت و آن را بررسى كردهاند پيش از آن كه اصلا جد ابو العيناء پا به دنيا گذارد . » ( 3 ) حسين بن علوان از عطيه عوفى حديث كرده است كه او از عبد الله بن حسن بن حسن شنيده است كه اين سخنان را از پدرش نقل مىكرده است . سپس ابو الحسن زيد گويد : « چگونه اينان صدور چنين سخنانى را از فاطمه انكار مىكنند حال آن كه هنگام مرگ أبو بكر كلامى از عايشه نقل و آن را اثبات مىكنند كه از سخنان فاطمه شگفتآورتر است . اگر اينان با ما اهل بيت بر سر كينه و دشمنى نمىبودند ، هرآينه به انكار برنمىخاستند . » آنگاه وى تمام حديث را نقل مىكند . سپس سيد مرتضى گويد : « اين خطبه بر همين وجه ، از طرق مختلف و وجوه بسيار روايت شده است و هر كس كه