السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
24
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي )
كرده ، از ذكر بقيهء روايت خوددارى كرده است . ( 1 ) همچنين سيوطى در همان كتاب گويد : « طبرانى از ام سلمه نقل كرده كه گفت : رسول خدا ( ص ) به فاطمه فرمود : همسر و دو پسرت را به نزد من آر . پس فاطمه آنان را آورد آنگاه رسول خدا ( ص ) كسايى فدكى را افكند سپس دستش را بر روى آنان قرار داد و فرمود : خدايا اينان خاندان محمداند . و در حديث ديگرى آمده است : پس صلوات و بركات خود را بر آل محمد قرار ده چنان كه بر آل ابراهيم قرار دادى كه همانا تو ستوده و بزرگوارى . ام سلمه گفت : من كسا را بالا زدم تا با ايشان همراه شوم اما پيامبر آن را از دست من گرفت و گفت : تو نيز بر خوبى و خير هستى . » ( 2 ) ابن مردويه و خطيب از ابو سعيد خدرى نقل كردهاند كه گفت : « نوبت ( روز ) ام سلمه ام المؤمنين بود كه جبرئيل بر پيامبر فرود آمد و آيهء « و همانا خداوند مىخواهد . . . » را آورد . پس رسول خدا ( ص ) حسن و حسين و فاطمه و على را فرا خواند و آنان را به خويش چسبانيد و جامه بر آنان افكند . ام سلمه در پرده بود . پس پيامبر فرمود : ( 3 ) خدايا ! اينان اهل بيت من هستند ، خدايا پليدى را از ايشان بزداى و پاكيزهشان ساز ! ام سلمه گفت : پس من جزو اينانم اى پيامبر خدا ؟ فرمود : تو بر جايگاه خويشى و بر خيرى . » ( 4 ) ابن ابى شيبه و احمد و مسلم و جرير و ابن ابى حاتم و حاكم از عايشه روايت آوردهاند كه گفت : « رسول خدا ( ص ) صبحگاه بيرون شد در حالى كه بر دوش عبايى بافته از پشم سياه داشت . پس حسن و حسين آمدند . وى آنها را درون عبا جاى داد ، آنگاه فاطمه آمد و او را هم به داخل عبا كرد و سپس على آمد و پيامبر او را نيز در جمع آنان به درون عبا جاى داد و آنگاه فرمود : « همانا خداوند مىخواهد پليدى را از شما اهل بيت بزدايد و پاك و پاكيزهتان سازد . » حاكم گويد : « اين حديث بنا به شرط شيخين صحيح است . » ( 5 ) ابن جرير و حاكم و ابن مردويه از سعد نقل كردهاند كه گفت : « بر رسول خدا ( ص ) وحى فرود آمد پس على و فاطمه و دو پسر آن دو را زير جامهاش داخل كرد و سپس فرمود : خداوندا اينان خاندان و اهل بيت من هستند . » ( 6 ) ابن ابى شيبه و احمد و ابن ابى جرير و ابن منذر و ابن ابى حاتم و طبرانى و حاكم و بيهقى در كتاب سنن از واثلة بن اسقع ، نقل كردهاند كه گفت : « رسول خدا ( ص ) به سوى فاطمه آمد و حسن و حسين و على با او بودند ، آمد تا درون شد پس على و فاطمه را نزديك گردانيد و آنها را رو به روى خود نشانيد و حسن و حسين را نيز بر روى رانش نشاند آنگاه جامهء خود را بر آنان پيچيد