السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
16
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي )
نويسندگان سيره و محدثان اسلامى براى دختر پيغمبر لقبهايى چند نوشتهاند : زهرا ، صديقه ، طاهره ، راضيه ، مرضيه ، مباركه ، بتول و لقبهاى ديگر . از اين جمله لقب زهرا از شهرت بيشترى برخوردار است ، و گاه با نام او همراه مىآيد ( فاطمهء زهرا ) و يا به صورت تركيب عربى ( فاطمة الزّهراء ) . زهرا كه در تداول بيشتر به جاى نام او به كار مىرود در لغت ، درخشنده ، روشن و مرادفهايى از اين گونه معنى مىدهد . و اين لقب از هر جهت برازندهء اين بانوست . او چهرهء درخشان زن مسلمان ، فروغ تابان معرفت و نمونهء روشن پرهيزگارى و خداپرستى است . اين درخشندگى به ساعتى مخصوص و روزى معين اختصاص ندارد ؛ از آن روز كه وظيفهء خود را تعهد كرد تا امروز و براى هميشه چون گوهرى بر تارك تربيت اسلامى مىدرخشد . محدثان ذيل بعض اين لقبها و سبب آن روايتهايى نوشتهاند . باز نوشتن آن گفتهها موجب درازى گفتار خواهد شد . آنچه از مجموع اين روايتها دانسته مىشود ، بزرگى قدر و شخصيت برجستهء دختر پيغمبر در ديدهء پدر و شوهر و مقام ارجمند او در اسلام و ميان مسلمانان است . اين حقيقتى است كه پيروان همهء مذاهب اسلامى بدان اعتراف دارند . براى همين است كه در عموم كتابهاى شيعه و گاه در كتابهاى معتبر اهل سنت و جماعت كتابى جداگانه در فضيلت دختر پيغمبر ديده مىشود و يا فصلى را براى روايتهايى كه دربارهء اوست گشودهاند . نام او فاطمه است . فاطمه وصفى است از مصدر فطم . و فطم در لغت عرب به معنى بريدن ، قطع كردن و جدا شدن آمده است . اين صيغه كه بر وزن فاعل معنى مفعولى مىدهد ، به معنى بريده و جدا شده است . فاطمه از چه چيز جدا شده است ؟ در كتابهاى شيعه و سنى روايتى مىبينيم كه پيغمبر فرمود او را فاطمه ناميدند ، چون خود و شيعيان او از آتش دوزخ بريدهاند مجلسى از عيون اخبار الرضا و او به اسناد خويش از على بن موسى الرضا و محمد بن على ( ع ) و آنان از مأمون و او از هارون و او از مهدى و او به سند خويش از ابن عباس روايت كنند كه : وى از معاويه پرسيد مىدانى چرا فاطمه را فاطمه ناميدند ؟ گفت نه ! ابن عباس گفت چون او و شيعيان او به دوزخ نمىروند فتال نيشابورى ضمن حديثى از امام صادق آورده است كه چون از بديها بريده شد او را فاطمه ناميدهاند بدين مضمون روايتهاى ديگر هم آمده است آن چنان كه براى صيغهء وصفى نيز معناهاى ديگر جز آنچه نوشتيم ضبط كردهاند . پيش از ظهور اسلام دو سه تن از زنان بدين نام موسوم بودهاند كه در اسلام به فواطم مشهورند ، مانند فاطمه دختر اسد بن هاشم و فاطمه دختر عتبه بن ربيعه و نيز فاطمه دختر عمرو بن عائذ . ( همان / ص 34 / 33 ) ( مترجم ) . 1 ) بحار ، ص 18 ، ج 43 ، از امالى شيخ طوسى ، نسائى ، حافظ أبو القاسم دمشقى و جمعى ديگر اين حديث را ضبط كردهاند ( الصواعق المحرقه ، ص 160 ) . 2 ) بحار ، ص 12 ، ج 43 . 3 ) روضة الواعظين ، ص 148 . 4 ) بحار ، ص 12 . 5 ) ابن سعد ، ج 1 ، ص 32 لسان العرب ذيل فطم . 6 ) يعقوبى ، ج 2 ، ص 8 . در جلد دهم بحار از حضرت باقر ( ع ) نقل است : « هنگامى كه فاطمه زهرا ( س ) پا به جهان نهاد خداى تعالى فرشتهاى را امر فرمود كه اين نام را ( فاطمه ) بر زبان رسول مكرم ( ص ) جارى كند ، سپس پروردگار جهانيان فرمود من شير را به وسيلهء علم در وجود تو قطع كردم ، و تو را از ناپاكى بازداشتم . آنگاه حضرت باقر ( ع ) فرمودند و الله خداى تبارك و تعالى اين بانو را از علم مملو ساخت و از ناپاكيهاى زنان در ميثاق ، منع كرد و بازداشت . » ( فاطمه الزهراء ، از ولادت تا شهادت / سيد محمد كاظم قزوينى /