حسين علوى مهر

95

روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )

عملى يا غير عملى است . دليل نقلى نيز ثابت نمىكند كه خبر واحد تنها مربوط به تكاليف شرعى است و در ساير مسائل ؛ مانند اعتقادات ، اخبار غيبى و . . . اعتبارى ندارد . ثانيا : در مسائل اعتقادى نيز اگر نياز به يقين قلبى باشد ، خبر متواتر و حتى آيهء قرآن نيز كافى نيست مگر تعبد به آن و تعبد به خبر واحد به اجماع اصوليون در خبر معتبر نيز جارى است . ثالثا : در اثبات اصل توحيد و معاد آن قدر قرآن تلاش گسترده و آيات فراوان ارائه داده است كه روايات بيشتر جنبهء تشريحى دارد . افزون بر آن ، روايات وارد شده بيش‌تر دربارهء ويژگىهاى توحيد ؛ مانند صفات پروردگار و جزئيات معاد ؛ مانند مواقف قيامت و . . . مىباشد اين روايات هم فراوانند ، هم اخبار آحاد معتبرند و به معرفت‌شناسى نيز كمك فراوان مىكنند و تنها به خاطر اين كه قرينه ندارند يا متواتر نيستند نمىتوان تمام آنها را از متون دينى كنار زد و آنها را بىاعتبار دانست ؟ نتيجه اين كه در تفسير و فهم آيات قرآن به خبر واحد صحيح و معتبر نياز است ؛ چه آن آيه در تشريع احكام عملى باشد ؛ يا بيان قصص و تاريخ و يا ويژگىهاى اصول دين ، مانند توحيد ، معاد ، نبوت و . . . . 3 . حجيت خبر واحد ( در احكام شرعى ، تفسير قرآن و غير آن ) ديدگاه سوم اين كه ، خبر واحد در تمام آيات قرآن حجيت دارد ؛ چه احكام شرعى و چه غير آن ، زيرا ملاك و مناط حجيت در هر دو وجود دارد . و آنچه مهم است دليل حجيت خبر واحد است ، دليل يا عقلى است كه سيرهء عقلا است ، يا نقلى است ، مانند آيه نبأ . و مهم‌ترين دليل ، بنا و سيرهء عقلا است . اگر دليل حجيت خبر واحد ، سيرهء عقلا باشد بايد ديد ميدان و محدودهء اين سيره چقدر است . آيا عقلا تنها در مواردى به خبر واحد اعتماد مىكنند كه از مقولهء عمل باشد و اثر عملى بر آن مترتب شود . يا اين كه آنان خبر واحد را به عنوان يك دليل قطعى در تمام موارد - احكام عملى و غير آن - معتبر مىدانند و نزد آنان مطلقا حجيت دارد ؟ از ظاهر سيره و روش عقلا استفاده مىشود كه در تمام موارد ، خبر واحد را معتبر مىدانند و بر آن تكيه مىكنند ، اگر چه اثر عملى نداشته باشد .