حسين علوى مهر

89

روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )

2 . گروه ديگرى پا را از اين فراتر گذارده و ظواهر قرآن را نيز حجت نمىدانند و معتقدند : تنها راه فهم كتاب الهى و تحصيل احكام شرعى ، سنت و اخبار است . شايد بتوان گفت : ريشه و مسلك جمود بر اخبار ، در ميان اهل سنت بوده است كه تنها ظاهر روايات را معتبر مىدانند و استفاده از برهان‌هاى عقلى را محكوم مىكنند . چنان كه ظاهريه و اهل الحديث چنين هستند . « ابن خلدون » در مقدمهء « 1 » خود مىنويسد : گروهى در مقابل ابو حنيفه و اصحابش كه قياس و رأى را حجت مىدانستند ايستادگى نموده و استفاده از رأى و قياس را باطل اعلان كردند ، پيشواى آنان ، داود بن على و فرزندش محمد است ، و احمد بن حنبل پيش از ايشان رئيس ظاهريه بوده ، او به حديث توجه زياد داشت تا جايى كه در مقابل ابو حنيفه قرار گرفت و رأى و قياس او را باطل اعلام كرد و اين باعث شد كه « طبرى » مفسر معروف ، او را از فقها به شمار نياورد . اخبارىگرى افراطى در شيعه نيز مشابه آنها است . آوازهء اخبارىگرى در ميان شيعه در قرن يازدهم از زمان ملا محمد امين استرآبادى ( متوفاى 1026 يا 1031 ) بلند شد . او كتاب « فوائد مدنية » را به دستور استادش [ ميرزا محمد استر آبادى ، مؤلف رجال كبير منهج المقال ] نوشت و گروه زيادى را تحت تأثير خود قرار داد . ملا محمد امين نخستين كسى است كه با صراحت هر چه تمام‌تر ، زبان طعن و سرزنش به فقها و مجتهدين را گشود و ديدگاه‌هاى آنان را به باد انتقاد و استهزاء گرفت . و پس از او عالمانى ؛ مانند شيخ يوسف بحرانى ، محدث نورى ، حرّ عاملى و . . . اين مسلك را پذيرفتند « 2 » اما نه به افراطىگرى استرآبادى . و در همين زمان بود كه مرحوم وحيد بهبهانى ، در مقابل آنها ايستاد و به شدت مبارزه نمود . ب . گروه ديگر بر اين عقيده‌اند كه ما نياز به روايات ائمهء اطهار عليهم السّلام نداريم و قرآن براى

--> ( 1 ) ابن خلدون مقدمه ، ص 446 - 447 ، دار احياء التراث . ( 2 ) دوانى ، على ، « وحيد بهبهانى » ، ص 90 .