حسين علوى مهر
81
روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )
وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً ؛ « 1 » و محل سجدهها ويژهء خدا است . پس هيچ كس را با خدا مخوانيد . » دو كف دست نيز از مواضع سجده است و براى خداست و نمىتوان آن را به جزاى جرمى كه سارق انجام داده است قطع نمود . 2 . آياتى از قرآن براى خداوند متعال ، اعضايى بيان كرده است كه ظهور در جسمانيت خداوند دارد ؛ مانند : يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ ؛ دست خدا بالاترين دستها است » ، « جاء ربّك » ، « الرحمن على العرش استوى » و . . . . اين معانى در ظاهر تجسيم خداوند را ثابت مىكند ، اما در آيهء ديگر هر گونه تشابه خداوند متعال با موجودات ديگر را به طور كلى نفى نموده ، مىفرمايد : لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ ؛ « 2 » هيچ چيز مانند او نيست ، » در نتيجه شباهت به موجودات به طور مطلق از خداوند نفى مىشود و تمام آيات متشابه در اين زمينه بايد به گونهاى كه عقل و مذهب آن را بپذيرد به تأويل برده شود . انواع تفسير قرآن به قرآن چنان كه پيش از اين بيان شد ، قرآن كريم داراى عام و خاص ، مطلق و مقيد ، مجمل و مبين ، محكم و متشابه ، ناسخ و منسوخ و . . . مىباشد . بر اين اساس آيهء عام به وسيلهء خاص ، مطلق به وسيلهء مقيد ، متشابهات با محكمات و منسوخ قرآن را به وسيلهء ناسخ ، مىتوان شناخت و يا تفسير نمود . در اين بخش به مواردى از اين قبيل اشارت مىرود : 1 . مطلق و مقيد : وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا ، « 3 » اين آيهء شريفه ، ايمان را به صورت مطلق آورده و متعلق ايمان را بيان نكرده است ، و اگر به ظاهرش تمسك شود بايد گفت : ايمان به هر چيزى كفايت مىكند . در حالى كه در جاى ديگر قيود متعلق به آن را بيان كرده ، مىفرمايد : الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ . . . وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ ، « 4 »
--> ( 1 ) جن / 18 . ( 2 ) شورى / 11 . ( 3 ) عصر / 2 - 1 . ( 4 ) بقره / 4 - 3 .