حسين علوى مهر
59
روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )
از منابع اسلامى برگزيده است متوجه نكات و عواملى مىشود كه در تفسير خود ملزم به رعايت آنها است . اين عوامل مىتواند شيوهء تفسيرى يك مفسر را دگرگون سازد در اين جا به برخى از عوامل مؤثر در ايجاد شيوههاى مختلف تفسير قرآن اشاره مىكنيم . 1 . قواعد و ضوابط به دست آمده از آيات و روايات : اين قواعد ، يافتههاى هر يك از صاحب نظران علوم اسلامى است كه در بحثهاى فقه ، اصول ، تفسير ، و . . . به عنوان مبناهاى علمى او است ، و يك ابزار كليدى در بسيارى از علوم ؛ از جمله علم تفسير است به عنوان مثال : هر گاه مفسرى از آيات يا روايات معنايى خاص براى « تأويل » استنباط نمايد ، اين معنا به عنوان يك ضابطه و قانون ، در تفسير بسيارى از آيات كه واژهء « تأويل » در آنها به كار رفته مؤثر است . 2 . تأثير زمان در فهم قرآن : قرآن كريم مجموعهاى از دانش و حكمت پايان ناپذير الهى است ، كه همهء زمانها و مكانها را در زير بالهاى خود مىگيرد و بر همهء سرزمينها و كشتزارهاى حيات مىبارد و سيراب مىكند . زمان ، مكان ، اوضاع و احوال گوناگون زندگى بشر و تازههاى جهان ، به مفسر زمان شناس كمك مىكند تا خود و اهل زمان خود را از آن كتاب مبين و هدايت و نور و سرچشمهء لا يزال و فزاينده ، سيراب سازد و محروميت از آن را براى بشر كه همواره و همه جا نيازمند قوانين و شريعت الهى است برتنابد . بدون ترديد هر زمان داراى مقتضيات خاص خود مىباشد و مفسر چون متعلق به زمان حضور خود است ، ناچار به فهم زمان و شناخت نيازمندىهاى آن مىباشد تا بتواند مطابق آن ، مردم زمان خود را به فهم صحيح آيات قرآن دعوت كند . يادآورى اين نكته لازم است كه هر گونه افراط و تفريط در اين زمينه زيانهاى جبران ناپذيرى به بار خواهد آورد و شناخت نقش زمان و مكان همواره بايد با پايبندى به اصول تفسير ( كه از قرآن و اهل بيت عليهم السّلام است ) و پرهيز از هر گونه تحميل تفكر شخصى بر قرآن ( تفسير به رأى ) توأم باشد . 3 . نقش دانشهاى بشرى : قرآن از مصدرى نشأت گرفته كه هم آفرينندهء طبيعت است