حسين علوى مهر

329

روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )

تعريف مىكند . او با تعميم خيال انديشانهء تجربهء بىواسطه در صدد پرورش يك طرح مفهومى جامع برآمده كه مقولاتش چندان كلىاند كه بتوانند همهء هستىهاى جهان را بنمايانند « 1 » . تداخل علم و دين اين ديدگاه مىتواند صورت‌هاى مختلفى داشته باشد كه برخى از آنها عبارتند از : 1 . علوم تجربى از اجزاء دين علوم تجربى بخشى از موضوع دين و كتاب‌هاى آسمانى است و چون دين از جانب خداوند متعال است ؛ نظريات علمى كه مطرح كرده است قطعى است و از دانش بشر خلاف آن را ثابت نمودن پذيرفته نيست ، زيرا تجربهء بشرى ظنّى و خطاپذير است ، اما در وحى الهى خطا وجود ندارد . اين ديدگاه اگر چه در قرون وسطى نزد اروپاييان ، بسيار مقدس و حتى مورد توجه حاكمان وقت نيز بوده است و به همين جهت افرادى ؛ مانند گاليله به جرم اعتقاد به حركت زمين مورد محاكمهء كليسا واقع شد ، ( زيرا مخالف نص كتاب مقدس بوده است ) ، اما امروزه جايگاه عقلى و استدلالى ندارد ، افزون بر اين كه مهم‌ترين هدف نزول كتاب‌هاى آسمانى كه هدايت انسان‌ها است با علمى محض بودن آن سازگار نيست . زيرا كتابى كه مدعى علمى بودن است بايد دربردارندهء تمام ديدگاه علوم تجربى نيز باشد و حال آن كه چنين نيست . 2 . اقتباس دين از علم گروهى از صاحب نظران غربى بر اين باورند كه استنباطهاى كلامى ( و دينى ) اقتباس صريح‌تر و مستقيم‌ترى از علم دارند ، و ادعا مىكنند كه وجود خداوند را مىتوان از طبيعت ( عوارض ذاتى طبيعى ) ؛ مانند نظم ، اتقان صنع - كه آن را « الهيات طبيعى » ، « الهيات متخذ از طبيعت » مىنامند - از كشفيات علمى ؛ نظير جهت‌دار بودن تكامل ، افزايش آنتروپى ، « 2 » يا

--> ( 1 ) ايان باربور ، علم و دين / 159 . ( 2 ) آنتروپى Entropy ، كميتى است كه بر آسان ساختن محاسبات و به دست آوردن عبارات روشن در