حسين علوى مهر

321

روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )

ادعا مىكنند . « 1 » ه . دكتر ذهبى كه خود از مخالفان تفسير علمى است ، در رد آن مىگويد : تفسير علمى از سه جهت معقول و قابل پذيرش نيست : اول : از نظر لغوى با گذشت زمان‌ها ، الفاظ نيز داراى معانى و دلالت‌هاى گوناگونى خواهند شد و در هر زمانى معنايى براى لفظى مطابق اصطلاحات ارباب علوم و فنون حادث مىشود و يك لفظ ممكن است معانى مختلفى ؛ مانند معناى شرعى ، عرفى ، لغوى و . . . پيدا كند كه عرب در زمان نزول ، تنها برخى از آنها را مىدانست و بر بسيارى از آن آگاهى نداشت ، آيا معقول است كه اين همه توسعه براى فهم الفاظ قائل شويم آن هم در زمان نزول كه قرآن با فهم همان زمان ، قرائت و تلاوت مىشده و اطرافيان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيز آن را اين چنين تلاوت كرده و معنا را مطابق فهم زمان خود مىفهميدند . چنين مطلبى را كسى نمىپذيرد ، مگر سفيه و كسى كه عقل خود را انكار كند . دوم . از نظر بلاغت و فصاحت بلاغت ، مطابقت كلام با مقتضاى حال است و روشن است كه قرآن در حد اعلاى بلاغت و فصاحت قرار دارد ، اگر قائل به تفسير علمى شويم ، لازم مىآيد خداوند متعال از الفاظ و آيات ، معانى و مفاهيمى را اراده كرده باشد كه در آينده براى مردم روشن خواهد شد ؛ مفاهيمى كه عرب‌هاى زمان نزول آنها را نمىفهميدند ، و اين رعايت نكردن حال مخاطب و مقتضاى حال است ، در نتيجه سلب مهم‌ترين خصيصهء قرآن ؛ يعنى بلاغت از قرآن كريم مىباشد . سوم . از نظر اعتقادى از مسلّمات و اعتقادات روشن و قطعى دين است كه قرآن كريم تا ابد ، كتاب زندگى است و با عقل انسان‌ها سخن مىگويد ، كتاب شريعت عمومى و قانون دينى است كه خاتم پيامبران

--> ( 1 ) اين دليل را شاطبى مطرح كرده است . الموافقات ، ج 2 / 80 ، به نقل از : التفسير و المفسرون ، ج 2 / 358 .