حسين علوى مهر
282
روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )
برداشت و قطعى نبودن فهم هر مفسر از متن آيات ، موجب تشويش قوانين و اختلال زندگى جامعه مدنى اسلامى خواهد شد . افزون بر آن ، وجود قوانين روشن و قطعى در دين اسلام بهترين دليل بر فهم نهايى از متن آن حكم مىباشد . دربارهء قرآن كريم اگر مقصود از فهم نهايى متن ، برداشت از قرآن مطابق آنچه كه در لوح محفوظ است مىباشد اين برداشت حتى براى مفسران عادى نيز امكان ندارد ، چرا كه قرآن كريم داراى دو مقام است ؛ يكى مقام كتاب مبين ، لوح محفوظ و كتاب مكنون كه تنها مطهرّان ، قادر به فهم آن مىباشند . ديگر ، مقام اين قرآن با الفاظ عربى است كه براى ما انسانها نازل شده است ، و از آنجا كه فهم ما محدود است ، اين كتاب نيز با زبان « عربى مبين » و روشن و متناسب با فهم ما است و در واقع اين كتاب شعاعى از آن كتاب مبين است ، كه در اين صورت تفسير الفاظ و ظواهر آن ممكن است . « 1 » پيش فرضهاى فكرى مفسر يكى از مبانى هرمنوتيك ، بحث يافتهها ، پيشفرضها و گرايشهاى فكرى هر مفسر و نقش آن در تفسير است ، آيا مىتوان قرآن را با يك پيش فرض يا گرايش فكرى خاص تفسير نمود ، يا اين كه براى يافتن حقايق آيات قرآنى بايد از منابع مختلف و شاهراههاى ارائه شده استفاده نمود . ديدگاه هرمنوتيك مدرن اين است كه پيش فرضها هميشه همراه مفسر هست و به كار بردن آن خارج از اختيار و تسلط مفسر است ، گويا مفسر هر متن ، هيچ راهى براى رهايى از آن ندارد و نمىتواند آگاهانه آن را تصفيه و انتخاب كند يا كنار بگذارد . اما تفسير قرآن كريم داراى شرايط مخصوص به خود مىباشد ، « 2 » چه بسا ممكن است دخالت دادن مميزات و خصايص فكرى و پيشفرضهاى مفسر ، منجر به تفسير به رأى شود و با پيشفرض خاصى به سوى قرآن آمدن نوعى تحميل آراء بر قرآن محسوب مىگردد .
--> ( 1 ) ر . ك : الميزان ، ج 3 / 60 - 62 . يادآور مىشود كه ، تأويل قرآن ( نه تأويل به معنايى كه در هرمنوتيك مطرح كرده است ) بحث ديگرى است و آن حقايقى در هستى است كه اين آيات قرآنى مانند مثالهايى براى آن حقايق مىباشند . همان / 61 . ( 2 ) ر . ك : سيوطى ، الاتقان ، ج 4 / 178 ، نوع هفتاد و هشتم .