حسين علوى مهر

279

روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )

فهم متن و نيت مؤلف همانطور كه در ديدگاه‌هاى مختلف دانشمندان هرمنوتيك گذشت ، دو اختلاف مهم و اساسى در فهم متن وجود دارد ؛ يكى براساس فهم مخاطب و خوانندهء هر متن و ديگرى بر اساس نيت مؤلف . اما دربارهء تفسير قرآن چنان كه در تعريف‌هاى مفسران در بخش اول ( بحث تعريف تفسير ) گذشت مهم روشن كردن كلام الهى بر اساس مقصود خداوند است ؛ چنان كه ، تفتازانى در تعريف تفسير مىگويد : « هو العلم الباحث عن احوال الفاظ كلام اللّه من حيث الدلالة على مراد اللّه ؛ « 1 » تفسير علمى است كه از احوال الفاظ كلام خدا بحث مىكند تا ما را به مقصود خداوند ( گويندهء قرآنى ) راهنمايى نمايد . امام خمينى قدس سرّه نيز در تعريفى ساده و روشن كه براى تفسير ، بيان كرده‌اند مىفرمايد : « به طور كلى معناى « تفسير كتاب » آن است كه مقاصد آن كتاب را شرح نمايد ، و نظر مهم آن بر بيان منظور صاحب كتاب باشد » . « 2 » اين ديدگاه به هرمنوتيك جديد ، به ويژه نظريهء ديلتاى و پيروانش بسيار شبيه است ، آنان آن چه در فهم متون مهم مىدانند ، فهم براساس نيت مؤلف است ، نه انديشهء مخاطب و فهم خواننده . هرمنوتيك و اصول عمومى فهم متن نخستين پرسش دربارهء اصول و مبانى هرمنوتيك دينى اين است كه براى تفسير قرآن و فهم متون دينى آيا مىتوان از اصول عمومى فهم استفاده كرد ؟ يعنى آيا با همان معيارهايى كه ساير متون را مىفهميم ، مىتوان به سراغ قرآن رفت ؟ هرمنوتيك ، تلاشى است براى يافتن اصول اساسى « فهم » و تلاش هم دارد كه اين اصول را گسترش دهد ، تا هر گونه متن ادبى ، حقوقى و متون مقدس را شامل شود . پرسش ديگر اين است كه آيا راه معتبر تفسير و برداشت از متن وجود دارد ، يا خير ؟ به

--> ( 1 ) احمد رضا ، كلمة في التفسير ؛ مقدمه مجمع البيان / 60 . ( 2 ) امام خمينى ، آداب الصلاة / 193 .