حسين علوى مهر
235
روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )
ولى وقتى به آيات محكمات ؛ مانند لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ « 1 » و سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ ، « 2 » مراجعه مىشود ، اين آيات ، جسم بودن و خواص جسميت را - كه مشركان با آن خدا را وصف مىكردند - از خداوند متعال نفى مىكند و با نفى ويژگىهاى جسمى - كه از ظاهر لفظ استفاده مىشد - اصل معنا كه همان ، « مقام صدور فرمان احكام در نظام هستى » است ، باقى مىماند و همين معنا در خداوند متعال جارى است . اين همان ديدگاه اماميه است كه از سخنان و راهنمائىهاى امامان معصوم عليهم السّلام گرفته شده است . علامه طباطبايى رحمه اللّه مىنويسد : شيوهء اهل بيت عليهم السّلام اثبات و نفى با هم است ؛ يعنى تنها به نفى تشبيه ( مفوضه ) و نيز به اثبات ظواهر ( اهل الحديث ) ، كه تشبيه و تجسيم خداوند لازم مىآيد اكتفا نكردند [ و مانند مووّله دست به تأويل مذموم نيز نزدهاند ] بلكه در آيات مربوط به صفات پروردگار متعال ، تدبّر و دقت نظر داشتهاند و از خود قرآن استمداد جسته و آيات متشابه را به آيات محكم ارجاع مىدادند . « 3 » مهمترين مباحث قرآنى مورد اختلاف متكلمان در زمان حيات رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به علت حضور آن حضرت اگر در پارهاى از مسائل ، ميان مسلمان اختلافى رخ مىداد ، با مراجعه به آن حضرت اختلاف بر طرف شده و مانع از پيدايش فرقه يا مذهبى ديگر مىشد ، ولى پس از رحلت آن حضرت اختلافاتى پديد آمد ، كه برخى ، جزيى و قابل حل بود ، مانند اختلاف در ارتحال و مكان دفن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ولى برخى اختلافات ؛ مانند تعيين جانشين و خليفه بعد از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، عميق و ريشهاى بوده كه خود باعث تفرقهء امت اسلامى گرديد و با گذشت زمان نيز اختلافات عقيدتى و فكرى ديگرى پديد آمد كه باعث جدايى ميان مسلمانان شد . در اين جا به مهمترين اختلافات كلامى كه مربوط به قرآن يا برداشت از آن مىشود ،
--> ( 1 ) شورى / 11 . ( 2 ) صافات / 159 . ( 3 ) الميزان ، ج 14 / 130 - 132 .