حسين علوى مهر
196
روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )
يك مفسّر باشد . در نتيجه منظور از تفسير اجتهادى ، همان معناى سوم است . روشن است كه يك مفسر نمىتواند از مفسر ديگر ، در تبيين آيات قرآن ، تقليد كند ، بلكه بايد با دليل و برهان و استفاده از ادله و منابع صحيح و معتبر به تفسير آيات قرآن بپردازد . شواهد و دلايل تفسير اجتهادى 1 . براى فهم قرآن كريم ، خداوند متعال مردم را دعوت به تدبر در آيات نموده است و اين نشان مىدهد كه قرآن براى عموم مردم قابل فهم است ، چنان كه مىفرمايد : هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ ، اما چون آيات قرآن داراى مراتب ، و نيز داراى تأويل ، بطن ، كنايات ، استعارات ، تمثيل و موارد ديگر مىباشد همهء مردم نمىتوانند تمام قرآن را بفهمند ، بدين جهت قرآن كريم نياز به تفسير دارد ، اما هر كسى اين شايستگى را ندارد ، بلكه به شرايطى نياز دارد كه پس از اين بيان مىشود . احاديث و كلام مفسران نيز گوياى اين نكته است ، چنان كه على عليه السّلام در حديثى مىفرمايد : « انّ اللّه قسّم كلامه ثلاثة اقسام ، فجعل قسما منه يعرفه العالم و الجاهل و قسما لا يعرفه الّا من صفا ذهنه و لطف حسّه و صحّ تمييزه ممّن شرح اللّه صدره للاسلام و قسما لا يعلمه الّا اللّه و ملائكته و الرّاسخون فى العلم » ؛ « 1 » يعنى : خداوند كلامش را بر سه قسم قرار داده است : يك . آياتى كه عالم و جاهل ، هر دو آن را مىفهمند . دو . آياتى كه همه نمىفهمند ، بلكه افرادى مىفهمند كه داراى صفاى ذهن و لطافت فهم و تشخيص صحيح باشند ، از انسانهايى كه خداوند شرح صدر به آنها داده است . سه . آياتى كه فقط خداوند متعال و فرشتگانش و راسخان در علم آن را درك مىكنند . در تقسيمى كه از ابن عباس روايت شده است نيز ، يك قسم تفسير آيات را ويژهء علما مىداند « تفسير يعلمه العلماء » « 2 » بنابراين غير از آيات در حد فهم مردم عامى ، آياتى است كه علما بايد آنها را تفسير و تبيين
--> ( 1 ) وسائل الشيعة ، ج 18 / 137 ، حديث 44 . ( 2 ) التفسير و المفسرون ، ج 1 / 57 ، به نقل از : تفسير طبرى .