حسين علوى مهر
166
روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )
عقل و ادراك انسان است ، چنان كه خداوند مىفرمايد : ما اين مثالها را [ در قرآن ] براى مردم مىزنيم ، و تنها آنان كه علم دارند آن را درك مىكنند . » آيات فراوان ديگرى كه با جملههاى « افلا تعقلون » ، « لعلكم تعقلون » ، « لقوم يعقلون » و . . . همراه است و دلالت بر اين نكته دارد كه ، انسان مىتواند پيامهاى خداوند را درك نمايد و با عقل سليم فطرى و غريزى به فهم كلام خداوند برسد . روايات و اخبار نيز در اهميت عقل فراوان است كه در مطلع اين قسمت برخى از آنها بيان شد ، البته عقل در اخبار ، كاربردها و معانى مختلفى از جمله تقوا ، علم و . . . دارد كه بحث و بررسى آنها جايگاه خاص خود را طلب مىكند . سيرهء عملى مفسران نكتهء ديگرى كه مؤيد تفسير عقلى است اين كه دانشمندان و مفسران فراوانى بر اين نكته تأكيد كردهاند كه در مطالعه و تدبّر در قرآن ، پيش از آن كه ديدگاه مفسران ديده شود ، انسان خود در آن آيات تفكر و تعقل نمايد كه چه مطلبى را با عقل سليم خود درك مىكند . افزون بر آن فلاسفهء قبل از اسلام ، عقل را مصدر معرفت و شناخت معرفى كردهاند . ارسطو مىگويد : جهان به سوى هدف و مقصد خاصى سير مىكند و آن هدف عبارت از تحقق عقل است . افلاطون مىگويد : معرفت ، عبارت از تذكر است ، و عقل ، خود به تنهايى مصدر معرفت است و معرفت از آن جوشش مىكند و عمل حواس بيهوده است . « 1 » تفاوت تفسير به رأى و تفسير عقلى از آن جا كه در تفسير عقلى شبههء « تفسير به رأى » وجود دارد ، برخى از افراد كوتهنظر و ظاهربين ، به طور كلى تفسير عقلى را رد كردهاند . آنان دو اشكال بر تفسير عقلى وارد كردهاند : 1 . تفسير عقلى ، همان تفسير به رأى است . 2 . تفسير عقلى با برخى از روايات ( كه مىگويند : دين خدا با عقل قابل فهم و درك نيست )
--> ( 1 ) فرهنگ علوم فلسفى و كلامى 486 - 487 .